t انتشار کتاب مبانی برجسته سازی
t كاركرد نظارتی از مهم‌ترین وظایف رسانه‌هاست
t روابط عمومی‌ها ‌به شفاف‌سازی و اطلاع‌رسانی به‌هنگام حساسیت كمی نشان می‌دهند

  |   خانه  |  نقشه سایت  |  درباره سایت  |  درباره ثانیه  |  تماس با ما  |

  صفحه اول

  فهرست کامل

  ارتباطات

  روزنامه نگاری

  روابط عمومی

  راديو و تلويزيون

  اخبار

  نقد

 
  جستجو در سایت

استادان علوم ارتباطات
  استادان و مدرسان آنلاین

آشنا، حسام الدين
تهرانيان، مجيد
توكلی، احمد
رضوي دينانی، ابتسام
سلطاني فر، محمد
شاه محمدي، عبدالرضا
شكرخواه، يونس
ضيايي پرور، حميد
كمالی پور، يحيی
كوثری، مسعود
محكی، علی اصغر
مسعودي، اميد
معتمد نژاد، كاظم
وردي نژاد، فريدون

نقد کتاب

       جامعه اطلاعاتی

جامعه اطلاعاتی و گزارشی از فرآیندهای بین‌المللی تثبیت آن
*بهزاد دوران

‏ جامعه اطلاعاتی: اندیشه‌های بنیادی، دیدگاه‌های انتقادی و چشم‌اندازهای جهانی 
‏ دكتر كاظم معتمدنژاد
‏ مركز پژوهش‌های ارتباطات
‏ 1384، 360 صفحه

مقدمه
"جامعه اطلاعاتی" امروز دیگر به مدد نشست‌ها و سمینارهای ملی و منطقه‌ای و پوشش مناسب خبری آن‌ها توسط سازمان‌های اطلاع‌رسانی رسانه‌ای کشور، برای قاطبه هم‌وطنان و بسیاری از فارسی‌زبانان مفهومی آشنا محسوب می‌شود. آن‌قدر که هر روزنامه و مجله‌ای (از مجلات فنی ـ تخصصی گرفته تا نشریات عامه‌پسند و به اصطلاح زرد) را ورق بزنید، بعید است به مطلبی در این‌باره برنخورید. این البته برای یک رشته علمی یا یک حوزه پژوهش تخصصی، هم خوب است و هم بد. خوب است چون از یک‌سو توجه سیاست‌مداران را جلب می‌کند و از سوی دیگر افکار عمومی را نه‌تنها پذیرای صرف بودجه در آن زمینه می‌سازد، که این امر را به خواسته ایشان بدل می‌کند؛ و بد است چون از فرط تکرار و راه ‌یافتن به زبان عامه باعث بی‌میلی و حتی پرهیز پژوهشگران می‌شود، و اذهان را آن‌قدر خسته و ملول می‌سازد که دیگر توجهی را برنمی‌انگیزد و در نتیجه هم پشتوانه افکار عمومی را از دست می‌دهد و هم حساسیت اولیای امور را و بدین‌ترتیب، پر واضح و آشکار و حتی بدیهی است که دیگر هیچ آدم عاقلی هم پیدا نمی‌شود كه برای چیزی که همه فکر می‌کنند همه چیزش را می‌دانند، ذره‌ای هزینه کند. اما به رغم این همه هیاهو، هنوز کمتر پژوهش جدی و قابل قبولی در این زمینه انجام گرفته یا به زبان فارسی منتشر شده است. این کاستی البته خاص ایران نیست، که تا حدودی عارضه‌ای جهانی است (تومی 1383: 7).
در هر حال کتاب حاضر در این وانفسا، چه به اعتبار عنوان پرطمطراقش (که ناشر را واداشته تا آن را ذیل مجموعه "مطالعات راهبردی" دسته‌بندی نماید)، چه به اعتبار نویسنده‌اش، و چه به اعتبار ناشرش که از دو سو به مراکز پژوهشی و دانشگاهی نسب می‌برد، در خواننده انتظارات زیادی ایجاد می‌کند. در این نوشته پس از معرفی اجمالی کتاب به ارزیابی همین نکته می‌پردازیم که تا چه پایه در برآوردن چنان انتظاراتی موفق بوده است.
معرفی کتاب
کتاب که در چهار فصل تنظیم شده است، دومین اثر از "مجموعه مطالعات راهبردیِ" ناشر در حوزه جامعه اطلاعاتی محسوب می‌شود. پس از یادداشت کوتاه و عمومی "مرکز پژوهش‌های ارتباطات" درباره این مجموعه، معتمدنژاد در پیش‌گفتارِ خود پس از اشاره به زمینه بحث، ضرورت و اهمیت آن، و هدف از تالیف کتاب و چگونگی تهیه و تدوین محتوا، به معرفی فصول می‌پردازد. وی تدوین ماخذ به زبان فارسی را در این حوزه، در شرایطی که طی سال‌های اخیر شناختِ ماهیت و ابعاد جهانی فناوری ارتباطات و اطلاعات مورد توجه ویژه‌ای قرار گرفته است، به رغم برگزاری سه سمینار ملی و منطقه‌ای و سلسله نشست‌های تدارکاتی برای شرکت در "اجلاس جهانی سران درباره جامعه اطلاعاتی"، و مجموعه مقاله‌ها و گزارش‌های متعدد و معدود کتاب‌های منتشره طی سه ـ چهار سال اخیر، کماکان ضروری می‌داند؛ خاصه منابعی به لحاظ نظری جامع‌تر که علاوه‌بر اندیشه‌های بنیادی و دیدگاه‌های انتقادی مربوط، حاوی اطلاعاتی ـ هر چند کلی ـ درباره چند و چون گذار کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه به این جامعه جدید و چشم‌اندازهای جهانی آن باشد.
مقدمه: پس از پیش‌گفتار، مقدمه کتاب با عنوان "جهانی‌سازیِ جامعه اطلاعاتی" به تشریح روندِ شکل‌گیری و گسترشِ اندیشه‌هایِ خاصِ ترویجِ مفهومِ جامعه اطلاعاتی و سیاست‌ها و برنامه‌های قدرت‌های بزرگ و برخی از سازمان‌های تخصصی بین‌المللی برای کاربرد این مفهوم در راه گسترش فعالیت‌های اقتصادی و بازرگانی مؤسسات خصوصی بزرگ ارتباطی و فروش هر چه بیشتر تکنولوژی‌های نوین اطلاعات و ارتباطات به تمام کشورهای جهان، و به عبارت دیگر چگونگی جهانی‌سازی جامعه اطلاعاتی اختصاص یافته است. بدین‌ترتیب، ابتدا دیدگاه‌های خوش‌بینانه درباره جامعه اطلاعاتی از سویی، و استراتژی‌ها، سیاست‌ها و برنامه‌های کشورهای صنعتی (به‌ویژه ایالات متحده) در چارچوب ایدئولوژی نوآزادی‌گرا (نئولیبرالیستی) و مسیر مقررات‌زدایی و خصوصی‌سازی ارتباطات از سوی دیگر مورد اشاره قرار می‌گیرد. سپس فرایند جهانی‌سازیِ نظام نوآزادی‌گرای کنونی و ارتباط نزدیک آن با جامعه اطلاعاتی تشریح می‌شود که با امضای موافقت‌نامه سازمان جهانی تجارت از سوی نمایندگان اکثر کشورها، به سلطه جهانیِ بخشِ خصوصی بر ارتباطات، صورتی عینی و عملی داده است. پس از این دو، نوبت به طرح آرای معارضه‌جویانه ـ به‌طور خاص آرای نمایندگان سازمان‌های مدنیِ شرکت‌کننده در اجلاس جهانی سران جامعه اطلاعاتی در ژنو ـ علیه دیدگاه حاکم می‌رسد که به اعتقاد مولف، به چالش هواداران نظم نوین جهانی اطلاعات و ارتباطات در مباحثه‌های طولانی سال‌های 1970 و 1980 اجلاسیه‌های کنفرانس عمومی یونسکو، شباهت بسیار دارد. این نظرها عمدتا بر سه نکته تاکید داشتند:
1. بسط و تحکیم ناموازنه رسانه‌ای به نفع غرب در پی استقرار دکترین جریان آزاد اطلاعات؛
2. سلطه فزاینده صنایع ارتباطی و رسانه‌ای غربی بر فعالیت رسانه‌های کشورهای کوچک و فقیر از طریق تملک آن‌ها؛
3. اهمیت روزافزون فناوری‌‌های تحت کنترل کشورهای غربی در فرایندهای تولید و توزیع رسانه‌ای دیگر کشورها.
در آخر برخوردهای دو دیدگاه برای برگزاری اجلاسی جهانی تا اجلاسِ ژنو پیگیری می‌شود ـ اجلاسی که به دلیل همین اختلاف‌نظرها در نهایت با دو اعلامیه نهایی خاتمه یافت.
مقدمه فصل یکم که پس از مقدمه نسبتا مفصل مولف بر کتاب ، پیش‌‌روی خواننده قرار می‌گیرد، مطلبی است که می‌توانست (و بهتر بود) فارغ از عنوان مقدمه، در ابتدای فصل قرار گیرد؛ چرا که تنها وجه مقدمه ‌بودنش، تقدم آن در ترتیب صفحات است (نقیصه‌ای که کم و بیش در مقدمه‌های دیگر فصول نیز به چشم می‌خورد).
فصل یکم: اندیشه‌های بنیادی جامعه اطلاعاتی، در سه بخش مشتمل است بر بخش یکم: جامعه پساصنعتی یا جامعه اطلاعاتی، در معرفی آرای "دانیل بل" و "آلن تورن" درباره جامعه پساصنعتی؛ بخش دوم: ساختار اقتصادی جامعه اطلاعاتی، در تشریح جایگاه اقتصاد معرفتی یا اقتصاد اطلاعاتی در کنار بخش‌های اقتصادی کشاورزی، صنعتی و خدماتی بر اساس یافته‌های "فریتز مکلوپ" و "مارک‌اوری پورات"؛ و بخش سوم: از جامعه اطلاعاتی تا جامعه معرفتی، در طرح آرای هواداران کاربرد واژه جامعه معرفتی به جای جامعه اطلاعاتی.
فصل دوم: چشم‌انداز جهانی جامعه اطلاعاتی، در چهار بخش مشتمل است بر بخش یکم: اینترنت و جامعه اطلاعاتی، در مرور تاریخچه پیدایش، بسط و گسترش اینترنت؛ بخش دوم: سیاست‌ها و برنامه‌های ایالات متحده آمریکا و دیگر کشورهای بزرگ غربی در مورد جامعه اطلاعاتی، در شرح خط سیر سیاست‌ها و برنامه‌های ایالات متحده آمریکا، اتحادیه اروپایی (و فرانسه، آلمان و انگلستان) و ژاپن برای ایجاد و گسترش بزرگراه‌ها و زیرساخت‌های اطلاعاتی؛ بخش سوم: نقش گروه کشورهای بزرگ صنعتی در پیشبرد جامعه اطلاعاتی، در معرفی اجمالی مباحث کنفرانس بروکسل (فوریه 1995) و تشریح بند به بند منشور اُکیناوا درباره جامعه اطلاعاتی جهانی (ژوئیه 2000)؛ و بخش چهارم: اقدام‌ها و برنامه‌های شورای اقتصادی و اجتماعی ملل متحد درباره کاربرد فناوری‌‌های اطلاعات و ارتباطات در توسعه، در تشریح گزارش 45 بندی گروه کارشناسیِ فناوری‌‌های اطلاعات و ارتباطاتِ شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل (مه 2000).
فصل سوم: نابرابری جهانی در توسعه ارتباطات، در سه بخش مشتمل است بر بخش یکم: تلفن، حلقه گمشده ارتباطات توسعه، در تشریح اجمالی دو گزارش کمیسیون مایتلاند (1984) و گزارش گروه مشورتی سیاست‌های ارتباطی (1989)، و مروری بر ضریب نفوذ تلفن طی سه دهه اخیر در کشورهای مختلف دنیا از جمله ایران؛ بخش دوم: حلقه گمشده جدید: شکاف دیجیتال، در تشریح گزارشی از اتحادیه بین المللی ارتباطات دور (آی‌تی‌یو) با عنوان حلقه گمشده جدید: شکاف دیجیتال (2002) که عمدتا به عوامل کیفی هم‌چون آموزش و زبان اشاره دارد؛ بخش سوم: شاخص‌های دسترسی به اطلاعات دیجیتال برای جامعه اطلاعاتی، در تشریح گزارش توسعه ارتباطات دورِ آی‌تی‌یو (2003) که به معرفی شاخص‌های دسترسی به اطلاعات دیجیتال برای جامعه اطلاعاتی و جایگاه کشورهای مختلف دنیا از لحاظ دسترسی، بر اساس نخستین نمایه جهانی دسترسی به اطلاعات دیجیتال می‌پردازد و با شرح اجمالی نقش فناوری‌های اطلاعات و ارتباطات در مسیر تحقق اهداف اعلامیه سران جهان به مناسبت فرارسیدن هزاره جدید (سپتامبر 2000) پایان می‌پذیرد.
فصل چهارم: دیدگاه‌های انتقادی درباره جامعه اطلاعاتی، در چهار بخش مشتمل است بر بخش یکم: آشنایی با چند دیدگاه انتقادی، در شرح اندیشه "آلن تورن" درباره اشکال جدید سلطه در جامعه پساصنعتی که آن را برنامه‌ای ‌شده می‌خواند، و شرح آن‌چه که "سز هاملینک" اسطوره انقلاب اطلاعات می‌نامید، و شرح منطق فرهنگی سرمایه‌داری مدنظر "فردریک جیمسون"، و شرح دیدگاه "زبیگنیو برژینسکی" درباره پایان عصر امپریالیسم، و شرح نقد "روبرتو ساویو" بر روند کالایی‌سازی اطلاعات و فرهنگ در جریان جهانی‌سازی اقتصاد سرمایه‌داری؛ بخش دوم: دیدگاه‌های انتقادی "آرمان ماتلار"، اختصاص یافته به ترجمه و تلخیص مقاله وی با عنوان "به سوی جامعه اطلاعاتی جهانی: چشم‌اندازی تاریخی" ارائه‌شده در نخستین سمینار میان‌منطقه‌ای کشورهای آسیای مرکزی ـ غربی و جامعه اطلاعاتی (شهریور 1380 تهران)؛ بخش سوم: دیدگاه‌های انتقادی "آنتونیو پاسکوالی"، اختصاص یافته به ترجمه و تلخیص مقاله وی با عنوان "جامعه اطلاعاتی: موردی برای تشکیل یک دادگاه بین‌المللی" منتشره در فصل‌نامه توسعه رسانه‌ها (دسامبر 2002)؛ و بخش چهارم: دیدگاه‌های انتقادی "فیلیپ کئو"، اختصاص یافته به ترجمه و تلخیص دو سخنرانیِ وی به ترتیب با عناوین "حقوق و اخلاق در جامعه اطلاعاتی" ایراد شده در سومین کنگره بین‌المللی اخلاق اطلاعات (نوامبر 2000) و دیگری "دسترسی همگانی به اطلاعات الکترونی در عصر معرفتی جهانی" ایرادشده در نخستین سمینار میان‌‌منطقه‌ای کشورهای آسیای مرکزی ـ غربی و جامعه اطلاعاتی (شهریور 1380 تهران).
نقد و بررسی
پیش از هر چیز باید اذعان داشت (چنان‌که پیشتر هم اشاره شد) وجود دست‌کم دو عنوان کتاب در حوزه نظریِ جامعه اطلاعاتی به زبان فارسی، کتابی تازه در این حوزه، آن‌هم به قلم دکتر معتمدنژاد، توقع بسیار بالایی برمی‌انگیزد؛ انتظاری که متاسفانه برآورده نمی‌شود. شاید اگر عنوان کتاب به "سیری اجمالی در راهبردها، سیاست‌ها و برنامه‌های ملی و بین‌المللی برای نیل به جامعه اطلاعاتی طی پنجاه سال اخیر به همراه برگردان چند خطابه انتقادی" تغییر می‌یافت، هم به محتوا نزدیک‌تر بود و هم تکمله مناسبی بود بر کتاب قبلی ایشان. در واقع، هم رویکرد مولف و هم حدود ثلث مطالب کتاب حاضر (بخش یکم و عمده بخش پنجم) در هر دو کتاب ثابت است.
البته از حق نگذریم کتاب حاوی مباحث نظری هم هست، ولی به واسطه نداشتن یك چارچوب نظری مشخص و منسجم، و فقدان عمق کافی و تازگی، پاسخ‌گوی ذهن پرسش‌گر مخاطب نیست. حرجی هم نیست، چرا که مولف اذعان دارد كه محتوای کتاب را از مجموعه یادداشت‌ها و نوشته‌های پراکنده خود با هدف ارایه در کلاس یا ایراد سخنرانی به مناسبت‌های مختلف، تدارک دیده و در نتیجه نایکنواختی‌های اجتناب‌ناپذیر در صورت و محتوا و تکرار مطالب هم از این رو است ـ برخی مطالب با تامل بیشتر و با ارجاع‌دهی به منابع معتبر آکادمیک و برخی دیگر در حد ترجمه و تلخیص نوشته و سخنرانی (ص 2).
نکته دیگری که به لحاظ محتوایی در کتاب به چشم می‌خورد بدبینیِ آشکار مولف است نسبت به مفهوم جامعه اطلاعاتی؛ به قسمی که گویا دست‌هایی پسِ پرده می‌بیند که جهان را به سمت برآوردنِ اهدافِ مادی و سودجویانه و سلطه‌گرانه خود (گروه هشت کشور صنعتی به سرکردگی ایالات متحده آمریکا) پیش می‌برد. این توطئه‌انگاری و دسیسه‌پنداری که از همان ابتدا در گزینش معادل جهانی‌سازی به جای جهانی‌شدن برای globalization به چشم می‌خورد، هر چند ممکن است رگه‌هایی از واقعیت هم داشته باشد، اما با ساده‌سازی مفرط زمینه پیچیده حیات اجتماعی، راه را بر هرگونه تحلیل و تبیین اصولی سد می‌کند و از آن‌جا که متضمن این مفروضه است که ابرقدرت‌ها (یا ایالات متحده آمریکا) بر هر کاری توانا هستند و دیگر کنشگران، بندیان دست‌وپا بسته‌ای بیش نیستند، با این که به ظاهر می‌کوشد برای آحاد این كنشگران عاملیت قایل شود، ولی به واسطه موقعیت متناقض‌ گونه‌اش، طرفی نمی‌بندد. در حالی‌که بدون چنین مفروضه مزاحم و محدودکننده‌ای هم قابل قبول‌‌تر (و بنابراین واقع‌بینانه‌تر) می‌توان نسبت به تبیین وضعیت اقدام کرد و هم بطور پذیرفتنی‌تری می‌توان به دفاع از عاملیت آحاد در عرصه ملی و بین‌المللی پرداخت.
آخرین نکته محتوایی آن که مولف، واژه‌های knowledge economy و knowledge base society را به جای اقتصاد دانشی و جامعه دانشی (یا دانش‌مدار یا دانش‌محور یا دانش‌مبنا)، به ترتیب "اقتصاد معرفتی" و "جامعه معرفتی" ترجمه کرده. این در حالی است که "یزدان‌پور" معادل "جامعه دانایی" را برای واژه اخیر برگزیده (تومی 1383). در هر حال به جز این نقیصه نایکسانیِ برگردان‌ها در آثار یک ناشر (که متوجه ناشر است)، نفس معادل گذاری‌ها با وجود معادل‌های نسبتا متداول مذکور، موجه نمی‌نماید؛ چرا که حاصلی جز تشتت خاطر خواننده به بار نمی‌آورد.
از نکات محتوایی که بگذریم، چند نکته صوری باقی می‌ماند. نخستین نکته به ارجاع‌دهی‌ها باز می‌گردد که به‌رغم دقتی که مصروف آن‌ها شده است، گویا در اثر اشتباهی، در "بخش دوم از فصل چهارم" نحوه ارجاع‌دهی معلوم نیست؛ در حالی که در متن به منبعی ارجاع نشده است و چنان که از متن برمی‌آید، باید ترجمه و تلخیصِ پیوسته مقاله‌ای واحد از ماتلار باشد، ولی در پایانِ فصل به منابعی ارجاع شده است، یا در یادداشت‌های "بخش یکمِ فصل چهارم" مابین یادداشت 6 و 7، منبعی بدون شماره از ماتلار آدرس‌دهی شده که محل آن نامعلوم است.
و آخر این که ناشر، کتابِ قبلیِ مولف را در زمره مجموعه "مطالعاتِ موردی" قرار داده است و کتاب اخیر را چنان که اشاره شد در زمره مجموعه "مطالعاتِ راهبردی"؛ که با توجه به آن‌چه که اشاره شد بهتر بود هر دو کتاب با توجه به فرم و محتوایشان در زمره مجموعه "گزارش‌ها" قرار می‌گرفتند.
با این همه، مزایای کتاب فراوان است و صرفِ‌نظر از عنوان آن، خدشه‌ای بر جایگاه والا و منحصر به فرد آن وارد نیست؛ زیرا در ادامه و در تکمیل کتاب قبلی مولف، گامی ارزنده محسوب می‌شود، گامی در مسیر ارایه گزارشی دست اول و با جزئیات و حواشی فراوان از فرایندهای تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری ـ به‌ویژه در سطح بین‌المللی، آن هم در بستری تاریخی ـ که پرداختن بیش از این بدان، اشرافی می‌طلبد در دست کم دو رشته حقوق بین‌الملل و ارتباطات بین‌الملل که از عهده نگارنده این سطور خارج است. ناگفته نماند که از دیگر مزیت‌های کتاب وجود کتاب‌شناسی، و نمایه‌های جداگانه موضوعی و اعلام است.

منابع:
ـ تومی، ایلکا؛ (1383). جامعه دانایی و پرسش‌های پژوهشی آینده (ترجمه اسماعیل یزدان‌پور )، تهران: دانشگاه علامه طباطبایی و مرکز پژوهش‌های ارتباطات.
ـ دوران، بهزاد؛ (1378). معرفی سه کتاب درباره جامعه اطلاعاتی، کتاب ماه علوم اجتماعی، شماره 28، 28 ـ 25.
ـ محسنی، منوچهر؛ (1380). جامعه‌شناسی جامعه اطلاعاتی، تهران: نشر دیدار.
ـ معتمدنژاد، کاظم؛ (1382). اجلاس جهانی سران درباره جامعه اطلاعاتی، تهران: مرکز پژوهش‌های ارتباطات.
ـ وبستر، فرانک؛ (1380). نظریه‌های جامعه اطلاعاتی (ترجمه اسماعیل قدیمی)، تهران: قصیده‌سرا.
ـ وبستر، فرانک؛ (1382). نظریه‌های جامعه اطلاعاتی (ترجمه مهدی داودی)، تهران: وزارت امور خارجه.
ـ تیتر اصلی؛ (1379). "[فصلنامه] نمایه پژوهش، ویژه‌نامه جامعه اطلاعاتی، 4 (15)".

پی‌نوشت:
1. برگزاری سلسله نشست‌های تدارکاتی برای اجلاس دوم سران جامعه اطلاعاتی در ژنو طی یکسال و نیم اخیر توسط مرکز پژوهش‌های ارتباطات در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی.
2. نخستین سمینار میان‌منطقه‌ای کشورهای آسیای مرکزی ـ غربی و جامعه اطلاعاتی (شهریور 1380 تهران).
3. مثل راه‌اندازی سرویس جامعه اطلاعاتی در خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا).
4. پیامد اصلی چنین روندی جایگزینی کارهای نظری و تجربی آکادمیک (برای مثال آثار نظری "دانیل بل" و "آلن تورن"، و تحقیقات تجربی "فریتز ماکلوپ" و "مارک پورات" در دهه هفتاد) با آثار عامه‌پسند دارای اهداف خاص سیاسی است (کتاب حاضر ص 9).
5. نخستین اثر از این مجموعه، کتاب "ایلکا تومی" است.
6. یکی نظریه‌های جامعه اطلاعاتی "فرانک وبستر" با دو ترجمه (1380) و (1382) و دو دیگر "جامعه دانایی" و "پرسش‌های پژوهشی آینده" "ایلکا تومی" (1383).
7. معتمدنژاد، کاظم؛ (1382) اجلاس جهانی سران درباره جامعه اطلاعاتی. تهران: مرکز پژوهش‌های ارتباطات.
8.کافی است معادل‌های جا افتاده‌ای را که برای knowledge management به عنوان مدیریت دانش (و نه مدیریت معرفت یا دانایی) یا مهندسی دانش برای knowledge engineering (به جای مهندسی معرفت یا دانایی) متداول گشته، مدنظر قرار دهیم.

 
       درآمدی بر ارتباطات سنتی در ایران

ارتباطات سنتی؛ گذشته همچنان موجود
*شعبان‌علی بهرام‌پور

‏ درآمدی بر ارتباطات سنتی در ایران
‏ دكتر محمد‌مهدی فرقانی
‏ مركز مطالعات و تحقیقات رسانه‌ها
‏ 1382، 148 صفحه

ارتباط سنتی به مفهومی که رایج است شامل ارتباطات انسانی، شفاهی، چهره به چهره و بی‌واسطه فردی و گروهی و به یک عبارت به ارتباطات میان‌فردی اطلاق می‌شود. این نوع ارتباطات در گذشته و پیش از پیدایی وسایل ارتباطی جدید تنها وسیله اطلاع‌رسانی، مبادله پیام‌ها و برقراری ارتباط بین افراد و گروه‌های مختلف اجتماعی بوده‌اند. در جوامعی که از لحاظ پیشینه تاریخی دارای نظام منسجم و کارآمد ارتباطات سنتی بوده‌اند، تامین نیازهای اطلاعاتی از طریق این شبکه برای مردم به نوعی فرهنگ و عادت تبدیل شده است. از این‌رو در کشورهایی که ارتباطات نوین بی‌توجه به چنین پشتوانه و پیشینه و بدون استفاده از عناصر موثر ارتباطات سنتی شکل گرفته‌اند، از نفوذ، اعتبار و کارآیی لازم برخوردار نیستند. اما در عین‌حال یک نکته بسیار مهم را باید در این‌جا مدنظر قرار داد که امروزه دیگر ارتباطات سنتی نیز نمی‌تواند بدون استفاده و کاربرد تکنولوژی جدید، نفوذ و تاثیر خود را در رقابت با رسانه‌های نوین اطلاع‌رسانی همچون گذشته حفظ کند. به عبارت دیگر اگر بتوان ارتباطات سنتی را در جوامع امروزی حفظ کرد، این امر تنها با کمک و بهره‌گیری از تکنولوژی‌های جدید میسر است که خود نیز قالب و هویت جدیدی را به مظروف تحمیل می‌کند.
ساختار کتاب
کتاب درآمدی بر ارتباطات سنتی در ایران از یک پیش‌گفتار، یک مقدمه طولانی به قلم دکتر کاظم معتمدنژاد، استاد برجسته رشته ارتباطات در ایران و چهار فصل تشکیل شده است. فصل اول به اهمیت و ضرورت شناخت ارتباطات سنتی، فصل دوم به سطوح و ساختارهای ارتباطات سنتی و فصل سوم به بازشناسی برخی از ارتباط‌گران، پیام‌ها و شیوه‌های ارتباطات سنتی پرداخته است.
در فصل چهارم به نقش شبکه ارتباطات سنتی در برخی جنبش‌های اجتماعی ایران پرداخته شده است. کتاب همچنین دارای یک پیوست با عنوان "بخش مصور" شامل 28 قطعه عکس از مساجد، منابر، میادین، بازارها، حمام‌های عمومی، قهوه‌خانه‌ها، زورخانه‌ها، نقالی، تعزیه‌خوانی، پرده‌خوانی است که همگی از نمادهای ارتباطات سنتی هستند.
عکس‌های مذکور همگی سیاه و سفید و مربوط به اماکن به اصطلاح "سنتی و قدیمی" هستند.
محتوای کتاب
کتاب دارای مقدمه ارزش‌مندی است که بدون آن ناقص است. در این مقدمه، آقای دکتر معتمد‌نژاد به جایگاه ارتباطات سنتی در مطالعات ارتباطی معاصر پرداخته است. مهم‌ترین حسن و ویژگی مقدمه آن است که تاریخچه‌ای از مطالعات و تحقیقات در حوزه ارتباطات سنتی را با خود به همراه دارد.
از نظر آقای دکتر معتمد‌نژاد، ورود ارتباطات سنتی به عرصه مطالعات و تحقیقات تخصصی ارتباطی از دوره پس از جنگ جهانی دوم، به دنبال برخی بررسی‌های تاریخی درباره نقش ارتباطات در تحول تمدن‌ها، و تحت تاثیر مقتضیات سیاست‌ها و برنامه‌های کشورهای غرب برای نوسازی کشورهای توسعه نیافته و تازه استقلال یافته جهان سوم و تکیه بسیاری از نظریه‌پردازان سیاست‌شناس و اقتصاددان غربی بر وجود تمایز بنیادی بین جوامع سنتی و جوامع مدرن و ضرورت گذر از وضعیت سنتی و وضعیت نوین، صورت گرفته است. از آن‌رو نویسنده در ابتدا به ارتباطات و تحول تمدن‌ها و امپراتوری‌ها، ارتباطات و نوسازی، گذر از جامعه سنتی، یونسکو و حمایت جهانی از ارتباطات سنتی می‌پردازد و با تکیه بر کتاب‌های دانیل لرنر محقق برجسته مطالعات ارتباطی در آمریکا و "گزارش کمیسیون مک براید" این سه مبحث را مورد بررسی انتقادی قرار می‌دهد.
بخش دیگر مقدمه به مطالعات مربوط به ارتباطات سنتی در ایران اختصاص دارد. از نظر نویسنده توجه جهانی به اهمیت ارتباطات سنتی در مطالعات ارتباطی، در طول دهه‌های 1970 و 1980 برخی از محققان ایرانی را نیز به بررسی و پژوهش در این زمنیه تشویق کرد. این مطالعات به ویژه در اوایل دهه 1980، تحت‌تاثیر شرایط خاص انقلاب اسلامی ایران و نقش بسیار مهم ارتباطات سنتی در پیروزی این انقلاب رو به پیشرفت و گسترش گذاشت.
از این‌رو این بخش از مقدمه به طور جداگانه به پژوهش‌های پیش از انقلاب و پژوهش‌های پس از انقلاب می‌پردازد و تا آن‌جا که ممکن است توضیحاتی درباره آن‌ها ارایه می‌دهد.
فصل اول کتاب درباره اهمیت و ضرورت شناخت ارتباطات سنتی است. در این فصل ابتدا نویسنده کتاب به دیدگاه‌های چند تن از صاحب‌نظران علوم ارتباطات در مورد نقش ارتباطات سنتی در جنبش‌های اجتماعی معاصر اشاره می‌کند و با تکیه بر انقلاب اسلامی ایران آن‌ها را مورد مداقه قرار می‌دهد. ارتباطات سنتی و حوزه عمومی، زیرساخت‌های ارتباطات سنتی و تعریف ارتباطات سنتی دیگر مباحث این فصل را تشکیل می‌دهد. آقای دکتر فرقانی در پایان فصل اول با اذعان به این که ارایه یک تعریف جامع و مانع از ارتباطات سنتی ساده نیست، ارتباطات سنتی را گونه‌ای از ارتباطات می‌نامد که بر پایه باورها، تاریخ، فرهنگ و عقاید عمومی جامعه شکل گرفته و در عین‌حال آن‌ها را ترویج و تقویت می‌کند. غالبا میان‌فردی و چهره‌ به چهره است و ساخت و محتوای نخبه‌گریز و عوام‌گرا دارد. در این نوع ارتباطات، دریافت بازخورد و عکس‌العمل مخاطب، سریع و آنی است و ارتباط دوسویه و متقابل نیز به راحتی برقرار می‌شود. بنابراین، شبکه ارتباطات سنتی، اغلب به معنای واقعی، ارتباطی (دوسویه) عمل می‌کند و نه رسانه‌ای (یک‌سویه).
نویسنده فصل دوم را به سطوح و ساختار های ارتباطات سنتی اختصاص داده است.
مراکز و نهادهای ارتباطات سنتی، پیام‌ها و محتوای ارتباطات سنتی، ارتباط‌گران سنتی و شیوه‌های عملکرد ارتباطات سنتی، سطوحی هستند که نویسنده آن‌ها را در فصل دوم شرح داده است.عمده‌ترین مراکز ارتباطات سنتی از نظر نویسنده عبارت‌اند از: مساجد، تکایا و حسینه‌ها، مجالس روضه‌خوانی و وعظ و خطابه، حوزه‌های علمیه، بازارها، قهوه‌خانه‌ها، زورخانه‌ها، عتبات متبرکه، حمام‌های عمومی، میدان‌گاه‌ها و بازارچه‌های محلی، کاروان‌سراها و نیز شب‌نشینی‌ها و دید و بازدیدهای دوره‌ای میان افراد خانواده، دوستان یا اهالی یک محله و منطقه. از نظر نویسنده هر یک از این مراکز ارتباطات سنتی خود یکی از نهادهای جامعه مدنی به حساب می‌آیند و در زمانی که این نوع جامعه مدنی در غرب شکل نگرفته بود در ایران با قدرت عمل می‌کرد و نقش اجتماعی، سیاسی و فرهنگی خود را به خوبی در تنظیم روابط گوناگون میان مردم و نیز بین مردم و حکومت ایفا می‌کرد.
فصل سوم را نویسنده به بازشناسی برخی از ارتباط‌گران، پیام‌ها و شیوه‌های ارتباطات سنتی اختصاص داده است. در این فصل پاره‌ای از عناصر، عاملان و شیوه‌های ارتباطات سنتی و برخی وجوه اشتراک و تمایز آن‌ها با نظریه‌ها و اصول امروزی حاکم بر ارتباطات نوین به اجمال مورد بررسی و مداقه قرار گرفته است.
وعظ، خطابه، سخنوری و سخنرانی، تعزیه، نقالی و انواع آن (نقالی پهلوانی و حماسی، نقالی‌های مذهبی و نقالی‌های تفریحی) مهم‌ترین عناصر ارتباطات سنتی هستند که در این فصل بررسی شده‌اند. پایان‌بخش این فصل بحث مربوط به ویژگی‌های ارتباطات سنتی است. مهمترین مشخصه‌ها و ویژگی‌های ارتباطات سنتی دراین کتاب به شرح زیر آمده است:
1. ارتباطات سنتی، عمدتا میان‌فردی و چهره به چهره است و از عمق، قدرت و تاثیرگذاری زیادی بر مخاطب برخوردار است.
2. در ارتباط سنتی، ارتباط‌گر غالبا در معرض دید و دسترس مخاطبان است.
3. شخصیت، خصوصیات فردی و رفتاری، صدا و حالات چهره و قیافه در ارتباطات سنتی نسبت به ارتباطات نوین نقش تعیین‌كننده‌تری در موفقیت یا عدم موفقیت ارتباط دارد.
4. در ارتباط سنتی از ابزارهای تكنولوژیك و پیچیده یا استفاده نمی‌شود و یا استفاده محدودی به عمل می‌آید. ارتباطات سنتی به طبیعت زندگی انسان نزدیك‌تر است.
5. واژگان و فرهنگ بیان، در ارتباطات سنتی به فرهنگ توده بسیار نزدیك است.
6. ارتباط‌گران سنتی غالبابا مردم، در كنار آن‌ها و در پیوند و ارتباط مستقیم با توده‌ها به سر می‌برند.
7. تعدد و تنوع و در عین‌حال غیررسمی بودن مراكز و نهادها و نیز ارتباط‌گران سنتی، امكان اعمال كنترل و سانسور را بر آن‌ها كاهش می‌دهد.
8. پیام‌های شبكه ارتباطات سنتی از حیث شكل و محتوا به زبان و درك مردم نزدیك‌تر است.
9. تبلغ در ارتباطات سنتی غالبامستقیم و صریح صورت می‌گیرد و از صفات ارزشی در آن به وفور استفاده می‌شود. افراد و اشیاء در ارتباطات سنتی ممدوح‌اند یا مذموم، مشروع‌اند یا نامشروع، سیاه‌اند یا سفید و معمولا حد وسط در آن به ندرت وجود دارد.
10. پایگاه‌ها و نهادهای ارتباطات سنتی اغلب چند منظوره‌اند و برای امور و مقاصد مختلف مورد استفاده قرار می‌گیردند.
فصل چهارم كتاب درباره نقش شبكه ارتباطات سنتی در برخی از جنبش‌های اجتماعی ایران است. در این فصل نویسنده نقش برخی از ارتباط‌گران سنتی (مانند علما، روحانیون و بازاریان) و نیز بخشی از نهادها و مراكز ارتباطات سنتی را در بسیاری از قیام‌ها و نهضت‌ها، جنبش‌ها و انقلاب‌هایی كه در این فصل مطرح شده و مورد بررسی قرار گرفته‌اند و نقش شبكه ارتباطات سنتی در آن‌ها نشان داده شده است. عبارت‌اند از: خیزش مردم در جنگ ایران و روس، نهضت تنبباكو، انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی.
سخن پایانی
كتاب "درآمدی بر ارتباطات سنتی در ایران" همچنان كه در مقدمه‌ كتاب به قلم استاد ارجمند، آقای دكتر معتمدنژاد آمده است، نخستین اثر و ماخذ فارسی در حوزه مطالعات تخصصی مربوط به ارتباطات سنتی را در بر دارد و از لحاظ كیفی برای خوانندگان و علاقه‌مندان به این حوزه جالب توجه خواهد بود.
در عین‌حال باید منتظر بود تا آقای دكتر فرقانی مطالعات و تحقیقات خود در مورد ارتباطات سنتی در ایران را تكمیل كنند و "بر مبنای چهارچوب پژوهش‌های ارتباطی كلاسیك راجع به گردانندگان و همكاران ارتباطات، وسایل و امكانات ارتباطی، پیام‌ها و محتواهای ارتباطی، شناخت مخاطبان ارتباطات و آثار اجتماعی ارتباطات... سنتی" آثار ارزشمند و كامل‌تری منتشر كنند.

 
       افكار عمومی
افكار عمومی و گفتمان رسانه‌ها
*دكتر حسام‌الدین آشنا

‏ افكار عمومی
‏ ژودیت لازار
‏ مرتضی كتبی
‏ نشر نی
‏ 1380، 215 صفحه

اگرچه در كشور ما پژوهش میدانی در زمینه نظرسنجی بیش از چهار دهه پیشینه دارد اما واقعیت این است كه كتاب‌های منتشر شده در مورد مبانی و مسایل نظری مرتبط با افكار (نظر) عمومی - اعم از تالیف و ترجمه - از تعداد موسسات دولتی و شبه‌خصوصی كه در این زمینه فعال‌اند، كمتر است. كمبود كتاب‌های معتبر، روزآمد و متناسب موجب شده است كه تربیت پژوهشگران و اداره موسسات سنجش افكار عمومی با اختلال علمی مواجه شود. شاید بتوان با نگاهی عمیق‌تر، مشكلات فعلی مراكزی نظیر موسسه سنجش افكار عمومی، موسسه آینده و... را نه فقط از زوایه سیاسی و حقوقی بلكه با توجه به فقدان مبانی و نظریه‌های مناسب با جامعه ایرانی بهتر تحلیل كرد.
یكی از ویژگی‌های نوشته‌های مرتبط با افكار عمومی در ایران وابستگی آنان به زبان فرانسه است؛ كتاب‌های افكار عمومی از مجموعه "چه می‌دانم" نوشته آلفرد سووی ترجمه جمال شیرانی، افكار عمومی ترجمه صفوی و كتاب افكار عمومی نوشته ژودیت لازار ترجمه دكتر مرتضی كتبی از این دست كتاب‌ها هستند. تلاش‌های پردامنه دومین و سومین موج دانش‌آموختگان كشور فرانسه در رشته‌های مختلف علوم اجتماعی - كه در دانشگاه‌ها و موسسات علمی ایران نقش بنیان‌گذاری و راهبری را بر عهده گرفتند - در این میان تاثیری به سزا داشته است.
گروه مطالعات روان‌شناسی اجتماعی با مدیریت دكتر مرتضی كتبی در مو سسه تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران تحت سرپرستی دكتر احسان نراقی راه‌اندازی شد. مركز تحقیقات سازمان رادیو و تلویزیون ملی ایران با مدیریت دكتر علی اسدی آغاز به كار كرد و ژان استوتزل – روان‌شناس اجتماعی و متخصص افكار عمومی - با پژوهشكده علوم ارتباطی و توسعه ایران همكاری فعال داشت. از دهه چهل تاكنون، كتاب افكار عمومی و ارتباطات نوشته مرحوم دكتر علی اسدی، كه اقتباس عالمانه از آثار كلاسیك آمریكایی و فرانسوی است، تنها اثر تالیفی در شناخت این پدیده موثر اجتماعی به شمار می‌رود.
اكنون پس از چند سال، دكتر مرتضی كتبی، استاد برجسته دانشكده علوم اجتماعی دانشگاه تهران و از پیش‌گامان پژوهش و آموزش روان‌شناسی اجتماعی دست به ترجمه اثری معتبر در این زمینه زده است. افكار عمومی آخرین نوشته خانم ژودیت لازار استاد ارتباطات دانشگاه پاریس است. از این استاد فرانسوی تاكنون كتاب‌های جامعه‌شناسی ارتباطات و ارتباطات و آموزش و تلویزیون منتشر شده است.
كتاب شامل شش فصل، مقدمه مترجم، پیش‌گفتار، واژه‌نامه و نمایه اعلام است. نویسنده در مقدمه كتاب سعی دارد از قالب‌های سنتی جامعه‌شناسی و علوم سیاسی فاصله گرفته و به جای بررسی تاثیر پیام‌های رسانه‌ای بر مخاطبان به چگونگی تكوین و ساخت‌یابی افكار عمومی و تعامل آن با گفتمان رسانه‌ها بپردازد.
لازار در فصل دوم كتاب از ریشه مفهومی و تاریخچه نظری شكل‌گیری افكار عمومی بحث می‌كند. او در این فصل با دقت‌نظر و تامل به مشكلات مفهومی "نظر" و مرزبندی آن با واژه‌های مشابه مثل گرایش، باور، تعیین، پیش‌داوری، افكار قالبی توجه كرده و در جست‌و‌جوی پیوند ساختاری میان شكل‌گیری و تثبیت مفهوم افكار عمومی در علوم اجتماعی به  اندیشه‌های هابرماس در مورد پیدایش فضای عمومی، باریك‌بینی‌های گابریل تارد، آلیورت و میلر در تقابل مفهومی میان توده و عموم، توجه آلموند به نقش "عموم هوشیار" در سیاست خارجی و مفهوم‌سازی والتر لیپمن در مورد "عموم فعال" و "شهروندان آگاه" پرداخته است. در پایان این فصل، لازار با مرور كلیه دیدگاه‌های پیشین به جای ارایه تعریفی مشخص از افكار عمومی به معرفی هفت ویژگی اساسی این مفهوم می‌پردازد. رفتار ابزار شده از طرف تعدادی فراوان از افراد / در مورد موضوعی مورد توجه / و دارای اهمیت برای همگان / كه با نیت مشاركت / و دارای قدرت تاثیر / به وسیله مجاری مختلف اجتماعی بیان می‌شود / و یك محصول اجتماعی است.
فصل سوم به مجاری تشكیل‌دهنده افكار عمومی اختصاص یافته است. سوال اصلی در این فصل این است كه آیا افكار عمومی یك پدیده طبیعی و از پایین است یا آن‌كه از بالا هدایت‌شده و مصنوعی است. برای پاسخ به این سوال بنیادی لازار مجبور است به لایه‌های عمیق ارتباطات در فرهنگ و گفتمان عمومی بپردازد و همراه با لاپوری از خود بپرسد "آیا رسانه‌ها بازتاب افكار عمومی‌اند یا راهنمای آن؟" (ص84). پاسخ دشوار است و شواهد متعارضی در این مورد وجود دارد. از یك طرف تحقیقات متعددی در مورد فاصله‌گیری روزافزون رسانه‌ها به خصوص تلویزیون از "حقیقت" و تمایل آن به خلق "واقعیت رسانه‌ای" وجود دارد و از طرف دیگر كاهش روزافزون اعتماد مخاطبین به تلویزیون و پدیده "اتفاقات كاذب" به گونه‌ای است كه حتی موجب بروز اعتراض آشكار مردم به رسانه‌ها شده است. جمع‌بندی لازار این است كه مردم در برابر هجوم اطلاعاتی و باران خبری رسانه‌ها احساس "سردرگمی" و "كمبود اطمینان" كرده‌اند.
در فصل‌های چهار و پنج جایگاه افكار عمومی در دو نظام ارتباطی میان‌فردی و جمعی بررسی شده است. در سطح میان‌فردی فرآیند شكل‌گیری افكار عمومی شامل مراحل و عواملی چون گفت‌وشنود میان مردم، همانند‌سازی میان فرد و قهرمان، اقناع برای وادار كردن افراد به انجام عمل معین. پویایی گروهی، مباحثه: مذاكره و در نهایت تصمیم به ابراز یك نظر می‌شود و در سطح ارتباط جمعی، این رسانه‌ها هستند كه با ارائه یك بازی دو‌سویه هم نقش گزارش‌گر وقایع را بازی می‌كنند و هم در نقش نماینده افكار عمومی به گزینش "نظرها" دست می‌زنند. (ص134). لازار به هیچ‌رو نمی‌پذیرد كه رسانه‌ها آیینه جامعه هستند بلكه با تكیه بر نظریه "مارپیچ سكوت" نویمان، كاركرد رسانه‌ها را "بازنمایی اكثریت خود‌خواسته" می‌داند. او با نقل و نقد نظریه‌های گلوله جاری، نظریه دو مرحله‌ای ارتباط، نظریه تاثیر حداقل، دستورسازی رسانه‌ها، فرهنگ‌سازی و رسانه‌مداری در نهایت به نقش خبرنگاران و عوامل خبری در دست‌كاری اخبار می‌پردازد و با اتخاذ رویكرد میانه‌رو، افكار عمومی معاصر را حاصل تعامل گفت‌و‌گو‌های نقادانه مردم درباره محتویات رسانه‌ها خبری می‌داند (ص167).
فصل ششم هم به سنجش افكار عمومی و تاثیرات آن پرداخته است و با رویكردی كاملا فرانسوی از تاثیرات جدی انتشار نظرسنجی‌ها بر نتایج انتخابات سخن گفته است و به نقش تبلیغی و اقناعی نظرسنجی به عنوان بخشی از مبارزه سیاسی توجه كرده است.
كتاب افكار عمومی كتابی جدی، آموزشی و تفكربرانگیز است و ازترجمه روان و دقیقی برخوردار می‌باشد. واژه‌نامه دوزبانه پایان كتاب بر ارزش كتاب از حیث برابر نهادهای مناسب افزوده است.
 
       روزنامه‌نگاری نوین
تجربه های دیروز و امروز برای رسانه‌های فردا
*علی‌اكبر قاضی‌زاده

‏ روزنامه‌نگاری نوین
‏ دكتر نعیم بدیعی و حسین قندی
‏ انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی
‏ 1378، 495 صفحه

روزنامه‌نگاری، حرفه‌ای كمال‌گراست. اما كسی نمی‌تواند مدعی شود، در این حرفه به كمال رسیده است. به همین سبب، تمامی كوشش‌هایی را در این حرفه، باید ارج نهاد كه روی به سوی فردا دارد.
پس از باز راه‌اندازی كرسی این رشته در اواخر دهه 60 شمسی و لطمه‌ای كه حدود یك دهه سكوت دانشگاهی به آن زد، نسلی از فرهیختگان علوم ارتباطات كار آموزش و تدارك منابع درسی را برعهده گرفتند. استاد دكتر نعیم بدیعی رییس پیشین گروه ارتباطات اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی با زمینه عملی و دانشگاهی گسترده و آقای حسین قندی از دانش‌آموختگان همان دانشكده با پشتوانه‌ای قوی از زمینه‌های تجربی و با انگیزه‌ای در خور، از این جمله بودند. از گروه دوم آقایان فرقانی، شكرخواه و چند تن دیگر با موفقیت توانستند تجربه‌ها و دانش‌های روزنامه‌نگاری را به نسلی بیاموزند كه امروز در مطبوعات با آن دستمایه‌های علمی و تجربی شغل و مسئولیت دارند؛ استاد قندی هم از همین گروه است.
آقای قندی در طول بیش از یك دهه تدریس در دانشگاه‌ها، موسسه‌ها و دوره‌های كوتاه‌مدت و بلند‌مدت آموزشی، بدون تردید در كیفیت روزنامه‌نگاری معاصر تاثیری و سهمی در خورد دارد.
كتاب "روزنامه‌نگاری نوین"، از روز انتشار با استقبال داشنجویان و اهل مطبوعات مواجه شد و امروز، منبعی مهم در آموزش این رشته به شمار می‌رود.
كتاب، با برخورداری گسترده از دانش و تجربه روزنامه‌نگاری، به دلیل كاردانی پدیدآورندگان آن كوشیده است به همه نیازهای درسی و علمی دانشجویان و علاقه‌مندان به رشته روزنامه‌نگاری پاسخ گوید. این كتاب در هشت فصل در واقع بخش مهمی از مباحث روزنامه‌نگاری عملی را در بر می‌گیرد. روزنامه‌نگاری خبری، تهیه و تنظیم خبر، ملاحظاتی در مورد خبرنویسی، تهیه و تنظیم مصاحبه، تهیه و تنظیم خبرهای گوناگون، ویراستاری و مدیریت خبر و روزنامه‌نگاری توسعه؛ به اضافه فهرست‌های مفصل منابع و واژه نامه‌ها.
فصل‌های دوگانه نخستین، به نظر می‌رسد برگرفته، گسترده شده و غنی شده جزوه دكتر بدیعی باشد كه حتی ورود به مباحث هم به طور محسوس از آن جزوه اقتباس شده است. عنوان‌های بخش چهارم (مصاحبه) نیز كمابیش از شیوه طبقه‌بندی استاد بزرگوار آقای دكتر كاظم معتمدنژاد تبعیت می‌كند؛ گو این‌كه هم طرز نگارش امروزی‌تر است و هم نمونه‌ها. تصور می‌كنم فصل‌های بعد بیشتر حاصل تجربه‌ها و یافته‌های علمی و تجربی استاد قندی باشد. غیر از فصل سوم (ملاحظاتی درباره خبرنویسی) كه نكات و مباحث آن از سلیقه و برداشت‌های عالمانه روانشاد حسین عماد افشار تاثیر مستقیم پذیرفته است. به نظر من صرف‌نظر از فصل‌های مفید دیگر؛ به ویژه فصل‌های پنجم، ششم و هفتم از فصل‌های برجسته كتاب به شمار می‌آید. همین ‌گونه‌گونی، داوری در مورد كتاب را مشكل می‌كند.
من، در جایگاه یك علاقه‌مند به مباحث ارتباطات و روزنامه‌نگاری، با نظر شوق به چنین منابعی می‌نگرم. به ویژه كه می‌دانم تالیف و نگارش یك كتاب آموزشی كه تلفیقی از مباحث مختلف و مورد نیاز باشد، تا چه انداره وقت، نیرو و بضاعت پژوهش‌گری طلب می‌كند. به همین مناسبت اگر نكته‌ای بر كاغذ می‌آورم، به انگیزه خرده‌گیری و خدای ناكرده بی‌اعتبار شمردن این كوشش‌ها نیست. بنابراین نكته‌هایی را جسته و گریخته از برداخت‌های شخصی با كوشش در اختصار عرضه می‌دارم:
*استاد بدیعی در پانوشت بسیاری از مطالب كتاب، خواننده را به پایان‌نامه فوق لیسانس انتشار نایافته خود ارجاع داده‌اند كه 27 سال پیش (1976) نوشته شده و 23 سال قبل به كمك استاد راهنمای ایشان در یك مجله‌ تخصصی روزنامه‌نگاری چاپ شده است. صرف‌نظر از این كه تحقیق بیش از یك ربع قرن پیش را - به خصوص در عرصه روزنامه‌نگاری - مشكل می‌توان نو یا "نوین" دانست، به هر حال دسترسی دانشجویان به پایان‌نامه انتشار نیافته و نسخه‌ای از شماره فصلنامه‌ای آمریكایی، چاپ شده در23 سال پیش، ساده نیست. به همین علت مباحثی، از جمله بحث در ارزش‌های خبری و سنجش آن‌ها، حتی از تحقیق‌ها و مقاله‌های تخصصی، استادان ایرانی در سال‌های اخیر قدیمی‌تر به نظر می‌رسد.
*فرمول وستلی و مك‌لین از چرخه خبر (صفحه 41 كتاب) كه 19 سال قبل از مقاله دكتر بدیعی در همان فصلنامه آمریكایی انتشار یافت، در كتاب حاضر، نسبت به منابع آمریكایی دو تفاوت دارد: نخست از نظر تفسیر چرخه و دوم ظاهر آن.
*مولفان گرامی كتاب به درستی مبحث ویراستاری را توضیح داده‌اند. زیرا به طور اشتباه‌آمیزی، تصور می‌شود كه مبحث ویرایش در دروس رشته روزنامه‌نگاری به همان اعتبار كاربرد دارد كه در كار ادبیات و ادبیات نشر. در مورد كاركرد ویراستاری در كتاب حاضر، این عبارت آورده شده است: "حوزه وظایف مدیر تحریریه یا سردبیر روزنامه" واژه‌ای كه به "ویراستاری" در این مبحث درسی ترجمه شده، "Editing" است. اما همین واژه در پایان كتاب، "ویرایش، ویراستاری" ترجمه شده و برای "Edit" ویرایش كردن گزینش شده است. شاید "سرپرستی تحریریه" یا "مدیر خبر" مناسب‌تر بود.
*در بیان اهداف مصاحبه، این سه مورد، ذكر شده است:
1- دریافت اطلاعات بیشتر در مورد یك رویداد؛
2- آگاهی از واكنش افراد عادی و سرشناس در مورد رویداد؛
3- انعكاس عقاید، نظرها، افكار و اطلاعات ویژه شخصیت‌های خبرساز، مقامات مسئول و دیگر افراد جامعه. (صحفه 184كتاب)
صرف‌نظر از این كه شبیه به این تعبیرها، چند دهه پیش در منابعی مثل كتاب روزنامه‌نگاری استاد دكتر معتمدنژاد توضیح داده شده است، پانزده صفحه بعد، تعریف مصاحبه را چنین می‌خوانیم: "مصاحبه، یك نوع ارتباط شخصی (بیان خبرنگار و مصاحبه‌شونده) است كه برای دریافت اطلاعات تازه، آگاهی از واكنش افراد عادی و معروف و انعكاس نظرها، افكار و اطلاعات ویژه شخصیت‌ها و دیگر افراد جامعه، انجام می‌گیرد" (صفحه 199 كتاب). می‌توان اهداف یك كنش را با تعریف از آن كنش برابر در نظر گفت؟
به علاوه تعبیر "ارتباط شخصی"، برای مصاحبه رسانه‌ای چندان كامل به نظر نمی‌رسد. مگر این‌كه معتقد باشیم مصاحبه‌كننده در كار مصاحبه سود یا انگیزه "شخصی" داشته باشد.
*برای تركیب "Investigative Report"، مولفان ارجمند كتاب اصطلاح "روزنامه‌نگاری تحقیقی" به كار برده‌اند. تصویر می‌كنم مشخصه‌ها و حتی نام‌گذاری این نوع گزارش، بیشتر به مفهوم "پیگیرانه" نزدیك‌تر باشد.
*در كتابی چنین جامع كه مولفان كوشیده‌اند تمامی مبانی تجربی و علمی روزنامه‌نگاری را جمع آورند، به نظر می‌آید جای مباحث دیگری چون مخاطب - علت وجودی رسانه‌ها -، قلمرو رسانه‌ها - تفاوت‌ها و تشابه‌ها -، اخلاق روزنامه‌نگاری، آگهی‌ها و... خالی باشد.
*باز به تصور من، به جای نقل و شاهد آوردن از منابعی كه اغلب یا مربوط به دهه‌های گذشته هستند یا غیرقابل دسترس، به حاصل نظرها و پژوهش‌های استادن ایرانی صاحب‌نظر در سال‌های اخیر می‌توانست عنایت شود، لااقل برای فصل‌های دوگانه نخستین كتاب مناسب بود اگر به آثار استادانی چون دكتر شكرخواه، دكتر محسنیان‌راد، دكتر فرقانی، دكتر خانیكی، خانم دكتر بروجردی و... توجه می‌شد.
*چقدر این جمله كتاب زیبا و دلنشین است: "گزارش به عنوان شعر نغز مطبوعات جایگاه برجسته و مهمی در روزنامه‌ها و مجله‌ها دارد..." (صفحه 273 كتاب). اما این جمله را باید با اندكی تامل تلقی كرد كه: "گزارش مطبوعاتی... با وقوع یك رویداد شكل می‌گیرد" (همان صفحه). اگر بخواهیم این تعریف را كامل تلقی كنیم، در گزارش صفحه 284 كتاب (دیداری از كشور عمان)، چه واقعه‌ای روی داده است؟ یا گزارش از شخص در كجا جای می‌گیرد كه كتاب به خوبی آن را توضیح می‌دهد؟ بهتر نیست عامل "جذابیت" را به تعریف‌های سه‌گانه صفحه 274 بیفزاییم؟
*تعبیر "گزارش: مینیاتوری از كائنات" (تركیب جالبی از سه زبان فرانسوی، فارسی و عربی) در یك كتاب درسی دانشگاهی، به تصور من بیش از آن كه تعریف‌كننده و یاری‌دهنده به فهم دانشجو باشد، بیشتر عنوانی ادبی، اما نیازمند توضیح كافی است. این تعبیر مرا به یاد تعبیر دیگری از یك مولف كانادایی می‌اندازد (هر چه گشتم، اصل متن و منابع آن را نیافتم) كه در موردگزارش‌های شهری نوشته بود كه گزارشگر از پدیده‌های پیرامون خود، تصویری فوری، كم دوام و غیردقیق ارایه می‌كند كه به عكس‌های فوری شباهت دارد. او سپس برای به دست دادن تفاوت‌های داستان‌های ادبی (عكس‌های هنرمندانه، دقیق و ماندگار) با گزارش‌های مطبوعاتی (تصویرهای فوری) این تعبیر را توضیح داده است.
*نیز در همین بخش تعبیر "... گزارش‌نویس با استفاده از خلاقیت و تخیل مجاز و هنر نویسندگی آن را (گزارش را) خلق می‌كند"، بخشی از كاركرد گزارش است. اگر واژه "مجاز" را از این جمله حذف كنیم، در واقع به تعریفی از هنر داستان‌نویسی رسیده‌ایم. به نظر می‌رسد بخشی از كاركرد گزارش، غیر از هنر نگارش "اطلاع‌رسانی" هم باشد.
*در كتابی كه از عنوان آن مفاهیم "نویی"، "تازگی" و "امروزی بودن" می‌توان دریافت، به جا بود اگر فصلی به روزنامه‌نگاری الكترونیك، لزوم فراگیری زبان رایانه‌ها در حرفه روزنامه‌نگاری امروز یا مقایسه روزنامه‌نگاری سنتی با روزنامه‌نگاری رایانه‌ای اختصاص می‌یافت.
و... واژه "نوین" را فارسی‌دانان و دستور زبان‌نویسان درست نمی‌دانند. و چنین استدلال می‌كنند: "ین" پسوند نسبت و تشبیه به اسم می‌پیوندد نه به قید و صفت: چوبین، سیمین، عنبرین، پشمین و... "نو" صفت است و نمی‌تواند پسوند "ین" بگیرد. به‌خصوص وقتی بحث درست‌نویسی، سی و چند صفحه اثر را فرا گرفته باشد.
می‌توان همین‌گونه ادامه داد: اگر كتاب، اثر مهم و اثرگذاری نبود، شاینده این همه توجه نمی‌شد. تكرار می‌كنم: كتاب روزنامه‌نگاری نوین برای دانشجویان و علاقه‌مندان به حرفه روزنامه‌نگاری منبعی مهم و بسیار قابل استفاده است؛ به ویژه آن كه پدیدآورندگان آن یك دانش‌آموخته ارشد ارتباطات چون دكتر نعیم بدیعی و صاحب‌نظری صاحب‌ذوق و با تجربه چون آقای قندی هستند.
استاد دكتر بدیعی چندی است عرصه این رشته را - امیدواریم موقت - ترك گفته است و استاد قندی آثار دیگری را در دست تدوین و تدارك دارد. برای هر دو سلامت و پیروزی آرزومندم.
آری، حرفه روزنامه‌نگاری رو به كمال دارد؛ اما كسی در آن كامل نخواهد شد. هر خبر، هر رویداد و هر پدیده، یك ماجرای تازه است. فردا، ماجراهای دیگری در راه است تا روزنامه‌نگاران چند و چون آن را به مخاطبان عرضه كنند.
 

                                 











  اخبار ارتباطات
  کتابخانه علوم ارتباطات
 کارگزاران روابط عمومی
  ارتباطات: تکفا



ثانيه
خجسته
روزنامه ايران
سروش
علامه طباطبايي
مركز رسانه ها


کلیه حقوق این سایت برای انتشارات ثانیه محفوظ است.
سایت انتشارات ثانیه توسط پندار پشتیبانی فنی می گردد.