t انتشار کتاب مبانی برجسته سازی
t كاركرد نظارتی از مهم‌ترین وظایف رسانه‌هاست
t روابط عمومی‌ها ‌به شفاف‌سازی و اطلاع‌رسانی به‌هنگام حساسیت كمی نشان می‌دهند

  |   خانه  |  نقشه سایت  |  درباره سایت  |  درباره ثانیه  |  تماس با ما  |

  صفحه اول

  فهرست کامل

  ارتباطات

  روزنامه نگاری

  روابط عمومی

  راديو و تلويزيون

  اخبار

  نقد

 
  جستجو در سایت

استادان علوم ارتباطات
  استادان و مدرسان آنلاین

آشنا، حسام الدين
تهرانيان، مجيد
توكلی، احمد
رضوي دينانی، ابتسام
سلطاني فر، محمد
شاه محمدي، عبدالرضا
شكرخواه، يونس
ضيايي پرور، حميد
كمالی پور، يحيی
كوثری، مسعود
محكی، علی اصغر
مسعودي، اميد
معتمد نژاد، كاظم
وردي نژاد، فريدون

اخبار    :

       ۴ شهریور ۸۵ - مبارزه علیه سوء استفاده جنسی از كودكان در اینترنت

یك سوم كودكان و نوجوانانی كه در طول هفته در انگلیس از اینترنت استفاده می‌كنند گزارش كرده‌اند كه پیام‌های سكسی دریافت می‌كنند.

به گزارش پایگاه اینترنتی "بی بی‌سی" این امر سبب حساسیت والدین و نهادهای مسوول در زمینه كنترل اینترنت و جلوگیری از سوء استفاده از كودكان شده است.

بسیاری از كودكان و نوجوانان در كشورهای مختلف جهان ساعات بسیاری را به استفاده از اینترنت و حضور در "چت روم ها" اختصاص می‌دهند.

بنابر آماری كه به تازگی در بریتانیا منتشر شده است، یك نفر از هر دوازده نوجوانی كه در این كشور به اینترنت دسترسی دارند با فردی كه در اینترنت با او چت می‌كرده‌اند قرار ملاقات گذاشته‌اند.

اخیرا یك سازمان جدید از مجموع نهادهای مختلفی كه در زمینه پیش‌گیری از سوء استفاده جنسی از كودكان در اینترنت فعالیت می‌كنند، در بریتانیا تشكیل شده است.

دوشنبه گذشته جیم گامبل، مدیر این سازمان كه حمایت از كودكان در اینترنت (‪ (CEOP‬نامیده می‌شود و با پلیس بین‌الملل در این زمینه همكاری دارد، گفت همكاری خوبی با پلیس برای به دام انداختن افرادی كه از كودكان سوء استفاده جنسی می‌كنند، و از اینترنت برای هدف خود استفاده می‌كنند آغاز شده است.

كارشناسان امنیتی حتی با حضور در چت روم‌ها و جا زدن خود به عنوان كودك سعی در شكار افرادی كه از این چت روم‌ها برای اغوای كودكان بهره می‌گیرند،دارند.

كاربران اینترنت و كودكان می‌توانند به صورت بیست و چهارساعته با مركز حمایت از كودكان در اینترنت تماس بگیرند و مظنونان احتمالی به سوء استفاده از كودكان در اینترنت از جمله سایت‌های پورنوگرافی كودكان را گزارش بدهند، مسئولان امنیتی با ردیابی این مظنونان تعقیب قانونی آن‌ها را آغاز می‌كنند.

متخصصان علوم رفتاری با برخوردن به نمونه‌های فراوانی از اغوای جنسی كودكان و عواقب ناخوشایند بعدی آن در زندگی واقعی آن‌ها خواستار نظارت و كنترل بیشتری در این زمینه و همچنین آگاه‌سازی والدین و به ویژه ارائه هشدارهای سودمند به كودكان و نوجوانان شده اند.

این متخصصان به ویژه نگران سو استفاده افراد مبتلا به بیماری روانی سوء استفاده جنسی از كودكان موسوم به "پیدوفایل" (‪ (Paedophilia‬از این چت روم‌ها و جوامع مجازی هستند.

در ماه‌های گذشته بحث بر سر اجرای یك آئین نامه جدید در اینترنت كه وب سایت‌های عرضه‌كننده جوامع مجازی نظیر ‪ My space‬و ‪ Bebo‬را ملزم به جدا كردن فضای مربوط به كودكان از بزرگسالان كند، ادامه داشته است.

قرار است در چت روم ها، امكانی برای گزارش سریع سوء استفاده در نظر گرفته شود.

با این همه این مسوولان می‌گویند، كنترل اینترنت با وجود تمایل شدید كودكان و نوجوانان به شركت در گروه‌های مجازی بسیار مشكل است.

::به نقل از ایرنا::

 
       ۴ شهریور ۸۵ - خصوصی و دولتی بودن رسانه‌ها به نظام اداره‌ی آن‌ها برمی‌گردد

یك عضو هیات علمی ‌دانشگاه معتقد است: رسانه‌های خصوصی ما علی‌رغم این كه از دولت از طریق یارانه‌ها و آگهی‌های دولتی حمایت می‌شوند، اما به ضرورت توانسته‌اند انتقادهای خود را به دولت وارد سازند؛ بنابراین دولت، باید با اعتماد به رسانه‌ها و تعامل با آن‌ها از رسانه‌ها بویژه بخش خصوصی حمایت كند و از مانع عوام‌گرایی آن‌ها برای جذب مخاطب بیشتر جلوگیری كند.

دكتر مهدخت بروجردی، با بیان این كه خصوصی و دولتی بودن رسانه‌ها به نظام اداره‌ی آن‌ها برمی‌گردد، اظهار داشت: در علوم ارتباطات رسانه‌ها در چهار نظام، استبدادی، آزادی گرا، مسوولیت اجتماعی و كمونیستی تقسیم شده‌اند كه امروزه نظام توسعه‌یی نیز به این مجموعه افزوده شده است؛ بنابراین از نظر اداره‌ی رسانه‌ها توسط بخش خصوصی و دولتی هر یك از این نظام‌ها ویژگی خاصی خود را دارند.

این مدرس ارتباطات ادامه داد: در نظام استبدادی كلیه‌ی رسانه‌ها دولتی هستند و رسانه‌ی خصوصی اجازه‌ی فعالیت ندارد؛ چراكه آن چه در رسانه‌ها مطرح می‌شود، باید در اختیار آن نظام باشد، اما در نظام آزادی گرا، رسانه‌ها به صورت مطلق خصوصی‌اند، مگر در حوزه‌ی رادیو و تلویزیون در برخی از كشورها كه باید از دولت مجوز دریافت كنند. همچنین نظام مسوولیت اجتماعی در حقیقت شكل ترمیم یافته و تعدیل شده‌ی نظام آزادی‌گرا است و رسانه‌ها در این نظام علاوه بر این كه استقلال خود را حفظ می‌كنند، باید از سوی دولت مورد حمایت قرار گیرند.

به عقیده‌ی وی به طور كلی وقتی موضوع رسانه‌ی خصوصی مطرح می‌شود، تامین هزینه‌های آن نیز اهمیت پیدا می‌كند؛ چراكه انتشار یك روزنامه یا راه‌اندازی شبكه‌ی تلویزیونی و رادیویی بسیار هزینه‌بر است و اشخاص حقیقی و بخش خصوصی بدون پشتوانه‌ی قوی توانایی تامین این هزینه‌ها را ندارند.

عضو هیات علمی‌ دانشكده‌ی ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی در پاسخ به این پرسش كه چرا حمایت دولت از رسانه‌های خصوصی ضرورت دارد، تصریح كرد: اگر این رسانه‌ها از سوی دولت حمایت نشوند، مجبورند به فروش خود تكیه كنند؛ درواقع برای فروش بیشتر باید سطح كاری خود را پایین بیاورند و هر نوع آگهی تجاری را چاپ كنند و یا مطالب جنجالی و غوغا برانگیز مورد توجه مخاطب عامه را منتشر كنند، از این رو اگر دولت چاره‌ای برای این رسانه‌ها پیدا نكند، در دراز مدت ممكن است به فرهنگ جامعه لطمه وارد كنند.

او افزود: از سویی، باید میزان وابستگی رسانه‌ها به آگهی‌های بازرگانی كاهش پیدا كند؛ چراكه این میزان آگهی‌ها مروج نظام سرمایه‌داری هستند و اگر دامنه‌ی آن‌ها هر روز در رسانه‌ها گسترده شود و به طور كل رسانه‌ها در اختیار نهادهای قدرت به ویژه‌ قدرت اقتصادی قرار می‌گیرند.

بروجردی در پاسخ به این پرسش كه آیا كمك و حمایت دولت از رسانه‌ها این توقع را ایجاد نمی‌كند كه رسانه‌ها به تعریف و تمجید آن بپردازند، گفت: به طور طبیعی، این مساله از نظری تئوری صحیح است؛ اما در عمل دیده شده است رسانه‌های خصوصی كه از دولت یارانه دریافت می‌كردند، در مواقع ضروری به منتقد دولت تبدیل شده‌اند و عملكرد آن را مورد نقد قرار دادند.

بروجردی در پایان خاطرنشان كرد: باید رسانه‌ها زبان نقد و انتقاد را بیاموزند و با استناد به قانون و حفظ حریم‌های مشخصی در حوزه‌ی رسانه‌ها، مانند امنیت ملی و حریم خصوصی اشخاص، موضوعی را مورد انتقاد و نقد قرار دهند.

::به نقل از ایسنا::

 
       ۰ شهریور ۸۵ - طرح‌های "شهروند الکترونیک" و "کودک الکترونیک" از مهرماه جاری آغاز می‌شود

مدیر ارشد بنیاد جهانی ICDL در ایران از آغاز طرح‌های شهروند الکترونیک (e-citizen) و کودک الکترونیک (e-kids) از اول مهرماه در کشور خبر داد.

مهندس بهروز بیگلو در اولین همایش ICDL ایران كه در مشهد برگزار شد، به اجرای طرح‌های مختلف در راستای ایجاد دولت الکترونیک در کشور اشاره کرد و گفت: دو طرح شهروند الکترونیک (e-citizen) و کودک الکترونیک (e-kids) در ابتدا به صورت آزمایشی در شهرستان سیرجان انجام و بر اساس نتایج آن برنامه‌های آتی طرح‌ریزی خواهد شد.

مدیر ارشد بنیاد جهانی ICDL در ایران تصریح کرد: ایران در سال 1382 به عنوان صدوچهل و دومین کشور در دنیا به پروتکل ICDL پیوست و تاکنون نزدیک به 250 مرکز آزمون و آموزش در این زمینه فعال شده‌اند.

بیگلو با بیان این که تاکنون برای بیش از 10 هزار نفر آزمون ICDL برگزار شده است، گفت: از این میان تنها 750 نفر موفق به دریافت گواهینامه بین‌المللی شده‌اند که این رقم برای یک کشور 70 میلیونی نگران کننده است.

وی علت پایین بودن تعداد افرادی که موفق به اخذ این مدرک می‌شوند را رعایت دقیق استانداردهای بین‌الملی دانست و افزود: در حال حاضر بیش از 25 هزار نفر در حال گذراندن دوره‌های مختلف ICDL برای دریافت مدرک جهانی هستند و این بنیاد در ایران برنامه‌ریزی و هدایت سیستم آموزشی جهانی را به دقت دنبال می‌کند.

مدیر اجرایی بنیاد جهانی ICDL در ایران افزود: طبق برنامه‌ریزی‌های صورت گرفته در پنج سال آینده باید 15 میلیون گواهینامه بین‌المللی ICDL در کشور صادر شود که این‌ آمار نیازمند فعال‌تر شدن بخش خصوصی در این زمینه است.

وی با بررسی سیر تحولات ارتباطات انسانی اظهار داشت:‌ آموزش رایانه، امروزه به عنوان یک مهارت زندگی مطرح شده و پایه و اساس ارتباطات بشر در دهکده‌ی جهانی است.

بیگلو با اشاره به رسالت سازمان آموزش و پرورش مبنی بر آموزش مهارت‌های زندگی به جوانان و نوجوانان اظهار داشت: با حضور رایانه در زندگی انسان به عنوان یک عضو تاثیرگذار و غیر قابل انکار، راه‌های استفاده از IT و ICT و همچنین کاربرد مهارت‌های رایانه‌یی در زندگی امروز، آموزش رایانه بر مبنای مهارت‌های ICDL در نظام آموزشی کشور را ضروری کرده است.

::به نقل از ایسنا::

 
       ۰ شهریور ۸۵ - دكتراحمد توکلی: همه در یک دور بسته حرکت می‌کنیم

دكتر "احمد توکلی" مثل اكثر ارتباطاتی های كشور بزرگ شده مشهد است. او تحصیل كرده رشته دکتری "مدیریت رسانه" است که هم اکنون در دانشکده خبر و دانشگاه آزاد به تدریس در رشته روزنامه نگاری  مشغول است.

دكتر توکلی، مدیر انتشارات ثانیه و دارای تالیفاتی در حوزه تکنیک های روزنامه‌نگاری از جمله مصاحبه خلاق، گزارش نویسی در مطبوعات، ویراستاری و مدیریت اخبار و مثلث طلایی نوشتن است. اخیرا نیز كتاب "مصاحبه حرفه ای" كار مشترك او و "احسان بخشنده"  وارد بازار شده است. توکلی کار مطبوعاتی اش را از سال 60  با روزنامه جمهوری اسلامی آغاز و با روزنامه‌های ایران، ایران ورزشی، همشهری محله و خبرگزاری شانا ادامه داد. توكلی هم اکنون معاون سردبیر روزنامه همشهری است.
سوژه‌یابی، زاویه نگاه و نوع پرداختن روزنامه‌نگاران به این سوژه‌ها، وضعیت روزنامه‌نگاری تحقیقی، میزان آگاهی روزنامه‌نگاران از نرم خبر، خودسانسوری و دلایل پایین بودن تیراژ روزنامه ها از جمله مسائلی بود که در گفت‌وگو با توکلی مطرح شد.
 
_ آقای توکلی! شما چرا بیشتر گرایش دارید در حوزه تکنیک های روزنامه‌نگاری کتاب بنویسید و کار کنید؟ آیا اهمیت پرداختن به این مورد را در حوزه نظریه ها می دانید یا حوزه نظریه های ارتباطات را شناخته شده تر از حوزه تکنیک ها می دانید؟
 
* من دانش آموخته این رشته هستم، تجربه این کار را هم دارم و بیشتر به صورت عملی در تحریریه ها کار کرده ام و اساساً دغدغه من قبل از اینکه بحث ارتباطات به طور عام باشد، روزنامه نگاری است.
 علت دیگرش این است که قرار نیست همه ما در یک زمینه بنویسیم. باید هر کسی متناسب با داشته ها، دانش، وعلائق خودش، خلاءهای موجود در بخشهای مختلف را پر کند. من هم با توجه به تعدد روزنامه ها، روزنامه نگارها و کلاسهای درسی دانشگاهی و خلاءهایی که در این زمینه احساس كرده ام، به تالیف پرداخته ام. 
 
_ شما الان در دانشکده خبر تدریس می کنید. به نظر می رسد شیوه تدریس رشته روزنامه نگاری در دانشکده خبر با دانشکده های دیگر متفاوت باشد. یعنی در آنجا به لحاظ عملی بیشتر کار می شود. این چه تاثیری می تواند روی یادگیری های دانشجویان و احیاناً جذب آنها در فعالیتهای مرتبط داشته باشد؟
 
* به عقیده من چنین چیزی نیست. من همان شیوه ای را كه در دانشگاه آزاد بكار می گیرم در دانشکده خبر هم به همان شیوه عمل می كنم. اگر احیانا شما در وجود دانش آموختگان دانشكده خبر چیزی را مشاهده می كنید كه در فارغ التحصیلان دانشگاه های دیگر نمی بینید، موضوع به یك نكته اساسی تر برمی گردد و آن نحوه حرفه ای گزینش دانشجو در دانشكده خبر است. انتخاب دانشجو در دانشكده خبر دو مرحله ای است و در مرحله دوم به این نكته توجه می شود كه فرد چه قدر استعداد برای كار دارد. با این رویكرد، دانشجویانی امكان قبولی پیدا می كنند كه اكثراً علاقه‌مندان این رشته و بعضا كاركرده های رسانه ها هستند. نهایتا كلاسی كه شكل می گیرد پویاتر از جاهای دیگر است و هر كسی هم در این كلاسها نمی تواند درس بدهد. خروجی چنین دانشگاهی اولاً به علت علاقه و داشته هایی كه دانشجو قبل از ورود داشته است و از طرف دیگر به علت پویایی كلاسها، قابل قبول تر جلوه می كند.   
 
_ برگردیم به حوزه کاری خودتان یعنی روزنامه نگاری در عمل. فکر می کنید که روزنامه نگاران در حوزه های مختلف این رشته مانند روزنامه نگاری تحقیقی و گزارش نویسی با چه مشکلاتی مواجه اند؟
 
* فکر می کنم که بزرگترین مشکل روزنامه نگاری ما این است که نه آکادمیک فکر می کند و نه آکادمیک کار می کند و مطالعه اش هم کم است. ما استعدادهای بسیار زیادی داریم. داشته های ما در رسانه ها، بیش از آنکه نتیجه یک حرکت کلاسیک و دانشگاهی باشد، یک حرکت خودجوش بر اساس تجربه و شَم خبری است. یعنی شَمی که از تجربه ناشی شده، نه از یک حرکت علمی دانشگاهی. بیشتر داشته های روزنامه نگاران ما داشته هایی است که از زرنگی و هوش خودشان در جریان کار به دست می آورند. می توانم به جرات به شما بگویم که 99 درصد خبرهایی که تهیه می شود به سبک هرم وارونه است، که سبک شناخته شده ای است و همه روزنامه نگاران ما به آن عادت کرده اند. اینگونه نیست که روزنامه نگاران ما یک ساختاری در ذهنشان باشد و بعد بگویند که من بر اساس این مدل و سبک خبری، گزارشم یا خبرم را تهیه و تنظیم می کنم. در حالی که نباید این گونه باشد. یعنی وقتی شما به خبرنگاری بگویید که برود از سوژه ای خبر تهیه کند و یا با یک نفر مصاحبه کند، او باید یک نقشه ای هم در ذهنش طرح کند. او باید طرحی داشته باشد. با خودش بگوید آیا این سوژه ای که الان من دردست دارم، در كدام سبک خبری بهتر می گنجد. از كجا باید شروع كنم و كجا باید به پایان ببرم. تحقیق نمی كنیم. اصول روزنامه نگاری تحقیقی بر صبر، حوصله، ‌دقت،‌ جستجوگری و عمیق اندیشیدن است در همه خصلتهایی كه برشمردم، كمبودهای فراوان داریم.  
 
_ البته بحث
soft news مدت کوتاهی است که وارد دنیای روزنامه نگاری ما و تازه آن هم دنیای آکادمیک این رشته شده است و روزنامه نگاران ما تجربه چندانی در این سبک روزنامه نگاری ندارند تا کسی از آنها انتقاد کند که چرا به این سبک نمی نویسند؟
 
* واقعیت این است که بحث نرم خبر حداقل 20 سال است که در آمریکا رایج شده است. مساله این است که چرا ما، معلمهای ارتباطات بعد از گذشت این مدت زمان تازه شروع کردیم به طرح این موضوع در کشور. این ضعف علمی و آکادمیک ما را در دانشگاه ها نشان می دهد. مساله دوم این است که مثلاً در همین سه سالی که شما می گویید این بحث مطرح شده است، خبرنگارها چه کرده اند و چقدر از آن استفاده کرده اند؟! روزنامه نگار ما هم خیلی دنبال این نیست که کاری را بر اساس سبک یا اسلوبی که جا افتاده است، انجام دهد البته اگر شما بخواهید وارد این بحث شوید که چرا ما نرم خبر نداریم دلایل دیگری هم می توان برای آن برشمرد. یکی از دلایل مهم این است که به طور کلی جنس اخبار ما در کشور از نوع سخت خبر است. اخبار ما همه اش در مورد دولت، حوادث، سیاست یا بحران است. مثلاً شما می بینید که تلویزیون، اخبارش را از بالاترین شخصیتها شروع می کند و همین طور می آید به سمت پایین و فردا صبح هم روزنامه ها همین کار را می کنند. در حالی که نرم خبر، اخبار پشت صحنه آدمهای سخت خبر است. با اینکه پشت صحنه آدمهای سخت خبر ما "اندرونی" و صندوق خانه است اما  شما به هیچ وجه حق ندارید وارد آن شوید یا درون آن را كندوكاو كنید. اصلا كاری به خوب و بد آن ندارم. از سوی دیگر حوزه نگاه رسانه ای ما محدود است. این دیگر تقصیر فلان مسئول نیست. ناشی از فرهنگ ماست. یعنی خود من هم كه در جایگاه تصمیم گیرنده در تحریریه خبری نشسته ام یا جرات ندارم یا قادر به تغییرش نیستم. خبرنگار هم وقتی همین مثالها را برایش می زنید، انجامش نمی دهد نه به این دلیل كه نمی خواهد بلكه به این دلیل كه سخت است. شما نگاهی به کتابهایی که الان در غرب تدریس می شوند، بیندازید. از جنس مثالهایی که آنها در کتابهایشان آورده اند ما اصلاً در رسانه های خودمان نمی بینیم. مثلاً اگر خبرنگاری برود چنین خبری تهیه کند، منِ سردبیر به او می گویم که این اصلاً خبر نیست. یعنی نگاه آنها هنگام پوشش خبری به مسائل زندگی به قدری همه جانبه و در مواقعی بدیهی است که ما را به تعجب وامی دارد. در عین حال مخاطب می خواند و لذت می برد. چون احساس می کند که این خبر، خبر خودش، همسایه اش یا پسرخاله اش است. شما رسانه های ما را مطالعه كنید، هنوز هم خبر، از نظر ما این است که مثلاً اشرار 8 نفر از پرسنل نیروی انتظامی را ترور کرده اند یا اینکه یک اتوبوس در تقاطع لارستان_شیراز تصادف کرده است و 20 نفر سوخته اند، رییس جمهور دیروز به فلان استان رفت یا هیات دولت تشکیل جلسه داد. در چنین فضای رسانه ای "نرم خبر" محلی از اعراب نمی تواند داشته باشد. 
   
_ اگر مایل باشید بیشتر در این باره چرا به این سبک پرداخته نمی شود، بحث کنیم. اینطور که  از صحبتهای شما فهمیدم هنوز مثلاً سردبیرهای ما ذهنشان با
hard news عجین شده و همچنان این سبک را به کار می برند. خبرنگاران، نرم نویس را قبول ندارند یا مثلاً به خبرهایی که پشت صحنه سیاست و زندگی شخصی سیاستمداران ما را نشان می دهد، اهمیتی نمی دهند. چرا مثلاً سردبیران روزنامه های ما که در دانشگاه ها هم تدریس می کنند باز به سخت خبر معتقدند؟
 
* دلایل متعدد است؛ یکی از این دلایل برمی گردد به فرهنگ عمومی مان كه در سوال قبل تا حدودی به آن پاسخ دادم. وقتی می گوییم فرهنگ، دیگر خبرنگار، دبیر، سردبیر و مسئول و حتی مخاطب نداریم، همه از یك آبشخور تغذیه شده ایم.  دوم اینکه خبرنگار ما خبر
soft را درست تنظیم نمی کند و این نکته به این مطلب برنمی گردد که آنها، نرم خبر کار می کنند اما سردبیر با آن مخالفت می کند. تفاوت من روزنامه نگار شرقی با یک روزنامه نگار غربی در این است که ما كمتر مطالعه می كنیم و همین می شود که مثلاً یک کتاب رمان در آمریکا چاپ می شود و پنج میلیون تیراژ پیدا می کند اما در اینجا کتابی را در سه هزار نسخه تیراژ، بعد از یك سال و نیم به زور می فروشیم. منِ خبرنگار که از کودکی یاد نگرفته ام، مطالعه کنم. داستان و رمان نخوانده ام. مسلم است که وقتی از من می خواهند در خبرم تصویرسازی و نرم نویسی کنم، بلد نباشم. همین می شود که آن دبیر یا سردبیر از خیر "نرم خبر" می گذرد. 
 
_ در حوزه روزنامه نگاری تحقیقی در ایران، موانع پرداختن به سوژه های نابی که در حوزه های مختلف مانند حوزه های شهری و مسائل زیست محیطی وجود دارد و برای مردم هم مهم اند چیست؟ منظورم این است که روزنامه نگاری تحقیقی گاهی با مشکلات ساختاری در پرداختن به این حوزه ها مواجه می شود. فکر می کنید که اینها چه موانعی است؟
 
* ببینید! بخشی از این موانع را من در سوال قبلی پاسخ دادم. یعنی اینکه نگاه ما به خبر خیلی وسیع نیست بلکه در محدوده بسته ای است. وقتی می خواهیم به خبر بپردازیم از میان عناصر شش گانه خبر، عنصری را که ما به آن توجه داریم، شهرت "که" است. درست است که در دنیا هم عناصر مهم، "که" و "چه" هستند اما در مملکت ما اینها پررنگ تر از بقیه اند. یعنی ما بیش از اندازه به عنصر "که"(شهرت) توجه می کنیم.به طور مثال شما همین الان با كسی مصاحبه می کنید که بالاخره کتابهایی نوشته و چند نفر او را می شناسند و به سراغ کسی که ممکن است خیلی اطلاعاتش از من بیشتر اما مهجور باشد، نمی روید. وقتی وارد حوزه های عمومی هم می شویم همین توجه به عنصر شهرت را داریم و به همین ترتیب ادامه پیدا می کند. یعنی مثلاً در حوزه زیست محیطی هم محیط زیست شما هم می شود: "جنگلهای گلستان دو روز در آتش سوخت" وقتی این سوختن تمام می شود دیگر كار ما خبرنگارها در آنجا تمام می شود. دیگر نیستیم که ببینیم كه گونه های جانوری از بین می رود یا نه؟ یا قاچاقچیانی که درختها را قطع و قاچاق می کنند چه کسانی هستند و چه کار می کنند اینها به ما ربطی پیدا نمی کند. مگر اینکه این قاچاقچی ها دو نفر جنگلبان را کشته باشند. جرقه ای زده می شود و خاموش می شود. ما در شرایط معمول اصلاً به سمت این چیزها حرکت نمی کنیم. در روزنامه نگاری توسعه و در کشویری مثل ایران سوژه فراوان است به شرط آنکه ما تعریف خودمان را از سوژه تغییر بدهیم. ما باید نوع نگاهمان را به روند امور جامعه تغییر دهیم و سعی کنیم که خیلی از چیزهایی را که تا الان خبر نمی دانسته ایم، خبر بدانیم و خیلی از چیزهای دیگر را که تا الان خبر دانسته ایم از دایره خبر خارج کنیم یعنی اگر مثلاً فلان مسئول در جایی سخنرانی کرده باید نگاه کنیم که آیا در سخنرانی او چهار کلمه خبری وجود دارد یا نه؟ نه اینکه تمام متن سخنرانی او را بیاوریم. وقتی شما این کار را کردید، می بینید که مثلاً یک روزنامه هشت صفحه ای می توانسته در یک صفحه چاپ شود.
 
_ لطفا به خط مشی ای که روزنامه نگارها با آن کارشان را انجام می دهند، بپردازید. در دهه 60 در آمریکا یک روزنامه نگار به اسم "وارن برید" مقاله ای نوشت که به نظر من مقاله تاثیر گذاری بود اما متاسفانه هنوز به فارسی ترجمه نشده است. بحث او در مورد دروازه بانی خبر و شیوه های سازگاری روزنامه نگاران با خط مشی تحریریه شان بود. "وستلی" و "مک لین" و دیگران هم به طور مفصل به موضوع دروازه بانی خبر پرداختند. به نظر شما خودسانسوری تا چه حد در اخبار ما تاثیر می گذارد تا آنجا که دیگر آن خبر، خبری که مربوط به مردم است، نباشد؟
 
_ خودسانسوری اصولاً در همه جای دنیا وجود دارد. یعنی وقتی شما به عنوان خبرنگار در حوزه ای وارد می شوید، همان جا ممکن است بعضی از نکاتی را که باید یادداشت کنید، یادداشت نکنید. این همان جایی است که ما عینی گرایی را در روزنامه نگاری به تردید می كشانیم البته من نمی دانم که منظور شما آن جاهایی است که ما خودسانسوری می کنیم به این دلیل که احساس می کنیم تبعات جانبی داشته باشد یا نه؟ 
 
_ منظور من مفهوم عمیق تری از خودسانسوری است. یعنی آن چیزی که در ما خبرنگارها درونی می شود مثلاً پاداش یا ترفیعی که همکار یک خبرنگار از خبری که داده است، می گیرد و تاثیراتی که بر آن خبرنگار می گذارد. این مسائل به منِ خبرنگار نوعی می فهماند که باید چه کارهایی بکنم یا نکنم که وضعیتم بهتر شود.
 
* پس شما یک بحث فلسفی را مد نظر دارید. این البته وجود دارد. ما یک اصطلاحی در مدیریت داریم كه می گوید:" شما به چه چیزی جایزه می دهید؟" مدیران تحریریه ها و رسانه ها اگر به درستی در جای خود نشسته باشند و مدیران خوبی باشند، طبعا به كارهای درست و حرفه ای پاداش می دهند و جایزه درست منجر به اصلاح رفتارهای كاری همكاران می شود.     
 
_ من هم مثل شما خوشبین هستم که اگر مثلاً روزنامه نگارهای ما نگاهشان را به مسائل دور و برشان عوض کنند وضع کمی از این که هست، بهتر شود. اما آیا فکر نمی کنید که برخی مشکلات ساختاری در پرداختن به بعضی سوژه ها وجود دارد که می شود اینها را ربط داد به حوزه سیاست. یعنی این موانع اجازه نمی دهد که شما پا را از خط قرمزهایی فراتر بگذارید. مثلاً شما می خواهید اطلاعاتی را درباره یک حوزه مثلاً حوزه محیط زیست کسب کنید اما در جاهایی شما اصلاً اجازه عبور از خط قرمزها را ندارید. اگر ماجرای واترگیت را به عنوان یک نمونه  در روزنامه نگاری تحقیقی قبول کنیم می بینیم که دو خبرنگار روزنامه واشنگتن پست، خیلی خوب توانستد به این رسوایی بپردازند و در نهایت هم نیکسون (رییس جمهور آمریکا) مجبور به استعفا شد.
 
* من این حرف شما را به صورت کامل رد نمی کنم، ولی می خواهم بگویم که همه اش هم این نیست. اشکال کار این است که وقتی شما برای من مثال هم می زنید مثالتان در حوزه سیاست است. متاسفانه روزنامه نگار ما فکر می کند که اگر بخواهد یک روزنامه نگار آزاد و راحت باشد باید بتواند به هر کسی هر چیزی را بگوید و یا وارد هر حریمی بشود. در حالی که روزنامه نگاری همه اش هم سیاست نیست و به آدمهای _ به قول شما_ خط قرمز برنمی گردد. یعنی ما اگر زاویه نگاهمان را به مسائلی که در اطرافمان می گذرد مقداری عوض کنیم و دایره  آن را وسعت دهیم، جاهایی هست که به آن صورت در خط قرمز هم نیست اما در خط توسعه است و ما در آن حوزه ها خوب كار نكرده ایم. مثلا شما حوزه ورزش را ببینید. در حوزه ورزش  یک روزنامه هم به آن صورت بسته نشده، ولی روزنامه های ورزشی که خط قرمزی هم به آن صورت ندارند و مثلاً انتقادهای شدیدی از رئیس باشگاه تا بازیكن تا رییس سازمان تربیت بدنی _كه معاون رئیس جمهوری هم هست_ می کنند. در حوزه فرهنگ سازی چكار كرده اند؟! من باز هم تاکید می کنم روزنامه نگاری توسعه صرفاً سیاست نیست. فقر، محیط زیست، زندگی شهری، فحشا و خیلی چیزهای دیگر هم هست.
نکته دیگری که من بر آن تاكید، دارم این است که ما متاسفانه زبان خوبی برای بیان مطالب مان به کار نمی گیریم. خیلی از حرفها را روشنفکران و روزنامه نگاران می توانند مطرح کنند به شرط آنکه زبان بیان آن مطلب را پیدا کنند. مثال خیلی عامیانه اش این است که من وقتی می خواهم بگویم: "دولت در بخش فقرزدایی خوب عمل نکرده است." آن را اینطور هم می توانم بگویم: "علیرغم تاکیدات رییس جمهوری، دولت در این زمینه خوب عمل نکرده است."  اینها هر دو یك مفهوم را منتقل می كنند اما، اولی ممكن است موجب رنجش شود و دومی نه.
 
_ بپردازیم به تیراژ روزنامه ها در ایران. الان پرتیراژترین روزنامه ما شاید 400 هزار نسخه تیراژ داشته باشد اما با این وجود و با یک مقایسه سرانگشتی با کشورهای دیگر می بینیم که این اختلاف آسمان و ریسمان است. چرا وضعیت اینطوری است؟ البته من خودم یک جواب برای این سوال دارم و آن، پرداختن مفرط روزنامه های ما به عنصر شهرت است. منِ نوعی که می خواهم روزنامه ای بخرم و بخوانم می بینم که مطالبی که در این روزنامه نوشته شده به من ربطی ندارد و همه اش به مثلاً فلان وزیر و فلان رییس سازمان پرداخته است و خیلی به زندگی روزمره و دغدغه های زندگی من بر نمی گردد.
 
* همین طور است. شما اصلاً خودتان را و مشکلاتتان را در اخبار نمی بینید. آدم احساس می کند که این چیزهایی که نوشته شده مال آدمهای دیگری است که کسی هم به آنها دسترسی ندارد. این همان چیزی است که من گفتم؛ ما پدرمان، همسایه مان و محله مان راو دوست و فامیلمان را در خبرها نمی بینیم. به طور کل باید گفت که حوزه علایق ما سخت خبر است و سخت خبر اخبار خشن، رسمی، سیاسی و... است. محدوده آن مشخص و ثابت است. وقتی شما حوزه محدودی را برای خود تعریف می کنید و بعد مثلاً 20 روزنامه و چند شبکه تلویزیونی دیگر هم دارید و اینها می خواهند که از داخل این حوزه محدود و مشخص خبر صید كنند، می بینید که مشترکاتشان زیاد می شود. لذا احساس می کنید که وقتی یکی از این روزنامه ها را ورق می زنید از دیگر روزنامه ها بی نیاز می شوید. وقتی شب، اخبار را گوش می كنید، دیگر صبح نیازی نمی بینید که روزنامه ها را باز کنید و بخوانید. اگر شما حوزه خبرتان را وسعت بدهید یعنی وارد لایه های مختلف زندگی مردم بشوید، هر کدام از این روزنامه و شبکه های تلویزیونی که می خواهند  کسب خبر کنند، بخشی از آن را انتخاب می کنند و آن وقت ما می توانیم در روزنامه ها تنوع پیدا كنیم و می توانیم از میان آنها انتخاب کنیم و این تنوع به مخاطبان هم سرایت می کند و بر روی تیراژ هم تاثیر می گذارد. نكته دیگر هم در این زمینه مقوله فرهنگ است، فرهنگ شفاهی و شنیداری ما به مراتب قوی تر از فرهنگ مکتوبمان است. نه ما روزنامه نگاران خوب می نویسیم و نه مخاطب ما علاقه ای به مطالعه دارند.همه در یك دور بسته حركت میكنیم.                                                                                                      

 

 

کمال صادقی       info chnpress.com

 

 

::به نقل از خبرگزاری میراث فرهنگی::

 
       ۲۹ مرداد ۸۵ - آشنایی با 15وب‌سایتی كه دنیای وب را متحول كردند

نزدیك به سه دهه از راه‌اندازی وب جهانی می‌گذرد، اما هیچكس به درستی از گستردگی و وسعت این پدیده‌ی بزرگ تحول برانگیز آگاه نیست، هرچند طی جدیدترین مطالعات، برآورد محققان حاكی از وجود 40 میلیارد صفحه‌ی وب در سطح جهان است.

به گزارش سرویس فن‌آوری اطلاعات خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، با وجود پیشرفت خیره‌كننده در توسعه‌ی وب جهانی،‌ بسیای از ما پیشینه‌ و گذشته‌ی آن را به فراموشی سپرده‌ایم؛ اما كافی است نگاهی به آنچه دنیا 15 سال قبل بود‌ بیندازیم.

آمازون یك رودخانه‌ی بزرگ در جنوب آفریقا بود و Ryanair نام خطوط هوایی ایرلند بود كه به مكان‌هایی پرواز می‌كرد كه هیچكس نامی‌ از آن نشنیده بود؛ یاهو نیز واژه‌ای برگرفته از سفرهای گالیور بود و گوگل اشاره به رقم بسیار بزرگ ریاضی داشت؛ eBay نوعی خط نگارشی بود و ...

اما امروزه هریك از آن‌ها قدرت بزرگی در دنیای وب محسوب می‌شوند كه نمی‌توان از تحولی كه در جهان اینترنت ایجاد كرده‌اند به سادگی گذشت؛ روزنامه‌ی معتبر و قدیمی‌ گاردین انگلیس پانزدهمین سال راه‌اندازی وب‌سایت خبری خود را جشن می‌گیرد و به همین مناسبت اقدام به معرفی 15 سایت برتر جهانی كرده است كه به معنای واقعی كلمه، دنیای وب را متحول كرده‌اند.

1- eBay.com

راه‌اندازی: سال 1995 در آمریكا توسط "پیر امیدیار"

تعداد اعضا: 168 میلیون نفر

نوع سرویس‌دهی: مركز خرید و مزایده‌ی آنلاین

یكی از بزر‌گ‌ترین وب‌سایت‌های اینترنتی كه به كاربران امكان خرید و فروش هركالایی را می‌دهد؛ شهروندان انگلیسی بیشتر از هر وب‌سایت دیگری به آن مراجعه می‌كنند، به طوری كه بیش از 10 میلیون عضو انگلیسی دارد و دو سرویس پرداخت آنلاین paypal و skype متعلق به آن است.

2- wikipedia.com

راه‌اندازی: سال 2001 در آمریكا توسط "جیمی ‌ولز"

تعداد مراجعه‌كننده: 912 هزار نفر در روز

نوع سرویس‌دهی: لغت‌نامه‌ی آنلاین

اگرچه اولین لغت‌نامه‌ی اینترنتی در جهان نیست، اما نخستین لغت‌نامه‌ی رایگان آنلاین است كه همه امكان دسترسی و ویرایش آن را دارند،‌ به طوری كه كابران می‌توانند اقدام به تصحیح یا اضافه كردن مدخل كنند كه در مدت چند ثانیه،‌ نرم‌افزار لغت‌نامه را به‌روز می‌كند.

3- napster.com

راه‌اندازی: سال 1999 در آمریكا توسط "شاون فانینگ"

تعداد اعضا: 500 هزار مشترك پولی

نوع سرویس‌دهی: سایت اشتراك فایل

هدف اصلی دانشجوی دانشگاه بوستون آمریكا از طراحی این وب‌سایت، به اشتراك گذاشتن فایل‌های موسیقی بود. اوج محبوبیت "نپ‌استر" در سال 2000 بود كه بیش از 70 میلیون نفر در آن عضویت رایگان داشتند؛ اما ورشكستگی آن موجب شد تا پس از آن كاربران اقدام به پرداخت مبالغی برای دانلود قطعات موسیقی كنند.

4- youtube.com

راه‌اندازی: سال 2005 در آمریكا توسط "چاد هورلی"، "جواد كریم" و "استیون چن"

میزان مراجعه: 100 میلیون كلیپ در روز

نوع سرویس‌دهی: سایت اشتراك ویدئویی

كارمندان سابق شركت eBay فكر آن را نمی‌كردند كه با راه‌اندازی این وب‌سایت در فوریه‌ی 2005 آن را به یكی از محبوب‌ترین سایت‌های اینترنتی تبدیل كنند، به طوری كه اكنون روزانه 100 میلیون كلیپ آن مورد تماشای كاربران قرار می‌گیرد؛ نمایش ویدیوهای موسیقی قدیمی ‌و رخدادهای ورزشی قرن هفدهم از امكانات ویژه‌ی آن است و علاوه بر آن،"یوتیوب" محلی شناخته ‌شده برای بروز استعداد كارگردان‌های آماتور است.

5- blogger.com

راه‌اندازی: سال 1999 در آمریكا توسط "ایوان ویلیامز"

تعداد اعضا: 5/18 میلیون نفر

نوع سرویس‌دهی: سیستم راه‌اندازی وبلاگ

در حال حاضر تعداد دقیق بلاگ‌های موجود در جهان مشخص نیست، اما میلیون‌ها بلاگ اكنون كاربران را وارد خانه‌های شخصی آنلاین كرده است و در هر دقیقه یك بلاگ راه‌اندازی می‌شود و این انقلاب اینترنتی را باید مدیون blogger دانست كه ایده‌ی اولیه‌ی بلاگ را در ذهن كاربران ایجاد كرد.

6- Friendsreunited.com

راه‌اندازی: سال 1991 در انگلیس توسط استیو و جولی پانك هورست

تعداد اعضا: 15 میلیون نفر

نوع سرویس‌دهی: وب سایتی برای گردهم آوردن همكلاسی‌های قدیم

گرچه در ابتدای راه‌اندازی تعداد مراجعان به این سایت به زحمت دو رقمی ‌می‌شد، اما محبوبیت آن چنان سریع افزایش یافت كه در سال 2001 به علت میزان بالای مراجعه تنها سرور آن از كار افتاد؛ هم اكنون هزاران كاربر بطور همزمان از آن استفاده می‌كنند و این نتیجه‌ی تلاش زوجی است كه برای راه‌اندازی آن 18 ساعت در روز سختی كشیدند.

7- Drudgereport.com

راه‌اندازی: سال 1994 در آمریكا توسط "مت دراج"

میزان مراجعه: 8 تا 10 میلیون صفحه در روز

نوع سرویس‌دهی: سایت خبری

درابتدا تنها به عنوان بولتن خبری ایمیل كار خود را آغاز كرد، اما اكنون به یكی از پرنفوذترین رسانه‌های خبری در سیاست‌گذاری آمریكا تبدیل شده و در طول 12 ماه گذشته بیش از 5/3 میلیارد مراجعه داشته است و اولین منبع آنلاین اخبار فوری به شمار می‌آید.

8- Myspace.com

راه‌اندازی: سال 2003 در آمریكا توسط "تام اندرسون" و "كریس دی ولف"

تعداد كاربران: 100 میلیون نفر

نوع سرویس‌دهی: سایت شبكه‌ی اجتماعی

از محبوبیت "مای اسپیس" همین كافی كه میزان مراجعه به آن در انگلیس از شبكه‌ی خبری BBC نیز بیشتر است. این وب سایت 100 میلیون عضوی تمامی ‌ویژگی‌های جوامع اینترنتی را دارد و به كاربران امكان برنامه‌ریزی برای رخدادها را می‌دهد. "مای‌اسپیس" اكنون چهارمین وب‌سایت پربیننده در جهان است كه امكان آپلود و گوش‌ كردن به موسیقی را می‌دهد و اكنون 2/2 میلیون گروه موسیقی و خواننده جذب آن شده‌اند.

9- Amazon.com

راه‌اندازی: سال 1994 در آمریكا توسط "جف بزوس"

تعداد كاربران: بیش از 35 میلیون نفر از 250 كشور جهان

نوع سرویس‌دهی: فروشگاه اینترنتی، عمدتا كتاب، CD , DVD

بزرگ‌ترین فروشگاه كتاب جهان است كه ابتدا "كادابرا" نام داشت، اما نام آمازون به عنوان چیزی غیر قابل ‌توقف و بزرگ برای آن انتخاب شد كه اكنون درآمد هفت میلیارد دلاری آن در سال به خوبی اثبات كننده‌ی نام آن است؛ موفقیت آمازون تا جایی پیش رفت كه موسس آن در سال 1999 از سوی مجله‌ی آمریكایی "تایم" مرد سال جهان لقب گرفت.

10- Slashdot.org

راه‌اندازی: سال 1997 توسط "راب مالدا"

تعداد كاربران: 5/5 میلیون نفر در ماه

نوع سرویس‌دهی: وب‌سایت اخبار فن‌آوری

یكی از پرمراجعه‌ترین وب‌سایت‌های جهان كه امكان گفت‌وگو و بحث برای متخصصان و دانشمندان را فراهم ساخته و منبع مرجع اخبار فن‌آوری محسوب می‌شود؛ بیشتر قسمت‌های سایت توسط كاربران نوشته و تنظیم می‌شود و برخی مواقع اظهارنظرهای كاربران در خصوص یك موضوع مورد بحث از 10 هزار مورد نیز می‌گذرد.

11- Salon.com

راه‌اندازی: سال 1995 در آمریكا توسط "دیوید تالبوت"

تعداد كاربران: 5/2 میلیون تا 5/3 میلیون بازدیدكننده در ماه

نوع سرویس‌دهی: مجله‌ی اینترنتی

اولین وب‌سایت جهان كه به‌دست چند روزنامه‌نگار و با هدف ترویج روزنامه‌نگاری آنلاین راه‌اندازی شد؛ مقالات و یادداشت‌های این سایت در خصوص مرگ پرنسس دایانا و رسوایی اخلاقی بیل كلینتون همچنان در یادها‌ زنده است و استفاده از آن به صورت حق اشتراك است.

12- Craigslist.org

راه‌اندازی: سال 1995در آمریكا توسط "كریك نیومارك"

تعداد كاربران: چهار میلیارد صفحه در ماه

نوع سرویس‌دهی: یك وب‌سایت ویژه برای جوامع شهری آنلاین

یكی از ساده‌ترین وب‌سایت‌های اینترنت است و البته یكی پرقدرت‌ترین آن‌ها؛ سادگی آن از این جهت است كه تنها‌ یك تابلوی اعلانات رایگان است، اما محبوببیت آن است كه قدرت‌اش را چشمگیر ساخته است؛ اجاره‌ی آپارتمان، فروش خودرو، پیدا كردن كار، گذراندن اوقات فراغت وغیره؛ در این سایت به همگی سوالات پاسخ داده می‌شود و به طور كلی این سایت زندگی شهری را در آمریكا متحول كرده است.

13- Google.com

راه‌اندازی: سال 1998 در آمریكا توسط "لری پیج" و "سرگئی برین"

میزان مراجعه: یك میلیارد جست‌وجو در روز

نوع سرویس‌دهی: جست‌وجوی اینترنتی، منبع خبری و ...

هم اكنون نام گوگل به لطف شهرت بی‌نظیر آن به عنوان فعل در لغت‌نامه‌ی آكسفورد قرار داده شده است؛ گوگل بزرگ‌ترین موتور جست‌وجوی اینترنتی در جهان است كه سریع‌ترین رشد را در میان سایر شركت‌های جهان داشته و ارزش سهام آن اكنون فراتر از 13 میلیارد دلار است؛ سرویس‌های متعدد پست الكترونیك (Gmail)، سرویس نقشه (google map)، مقایسه‌ی قیمت (froogle)، تلفن رایگان (Google Talk) وغیره آن را به دومین وب‌سایت پرمراجعه‌ی جهان تبدیل كرده است.

14- Yahoo.com

راه‌اندازی: سال 1994 در آمریكا توسط "دیوید فلیو" و "جری یانگ"

تعداد كاربران: 400 میلیون نفر

نوع سرویس‌دهی: پورتال اینترنت و سازمان رسانه‌ای

یاهو با 4/3 میلیارد صفحه مراجعه در روز، بالاترین تعداد بازدیدكننده‌ی اینترنت را در جهان دارد؛ سرویس‌های پیام فوری، اخبار و ایمیل آن در جهان بالاترین سطح محبوبیت را دارند و گوگل تنها رقیب جدی یاهو محسوب می‌شود.

15- Easyjet.com

راه‌اندازی: سال 1995 در انگلیس توسط "‌هاجی لوآنو"

تعداد كاربران: 30 میلیون مسافر در سال گذشته

نوع سرویس‌دهی: هزینه‌ی خطوط هوایی

اولین مكان آنلاین برای رزرو بلیط هواپیما كه در ابتدا تصور نمی‌شد بتواند تعداد كافی مسافر برای پروازهواپیماها تهیه كند؛ در این سایت علاوه بر رزرو بلیط، می‌توان هتل محل اقامت، اجاره‌ی خودرو در شهر مقصد و دیگر خدمات مربوطه را به صورت آنلاین انجام داد.

::به نقل از ایسنا::  

 

  قبلی                                 بعدی











  اخبار ارتباطات
  کتابخانه علوم ارتباطات
 کارگزاران روابط عمومی
  ارتباطات: تکفا



ثانيه
خجسته
روزنامه ايران
سروش
علامه طباطبايي
مركز رسانه ها


کلیه حقوق این سایت برای انتشارات ثانیه محفوظ است.
سایت انتشارات ثانیه توسط پندار پشتیبانی فنی می گردد.